مىگويند اول طرد خاطرات ديگر است . به قول حافظ :
ز فكر تفرقه باز آى تا شوى مجموع * به حكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد
عرض كردم آنها معنى عرفانى را مىگويند : در دل ، اول تفرقه و تفرق را طرد كن تا حالت مجموعيّت خاطر ( كه اصطلاح عرفانى خاصى است ) يعنى حالت تمركز ذهن ، حالتى كه بتوانى دو ساعت در حال خلوت با خدا به سر ببرى و كوچكترين خاطرهاى در ذهن تو نيايد [ برايت حاصل شود . ] تا اهرمن نرود سروش نمىآيد .
اول بايد اهرمن برود بعد سروش بيايد .
حديثى پيغمبر اكرم دارد كه خواجه نصيرالدين طوسى از اين حديث حتى يك معنى عرفانى هم فهميده است . فرمود : « لا يَدْخُلُ الْمَلائِكَةُ بَيْتاً فيهِ كَلْبٌ اوْ صورَةُ كَلْبٍ » « 1 » فرشتگان در خانهاى كه در آن سگ يا صورت سگ باشد وارد نمىشوند ؛ يعنى فرشتهء رحمت در دل انسان ، آن دلى كه در آن هزاران صورت زشت و پليد و كثيف هست ، هرگز وارد نمىشود .
ما درِ خلوت به روى غير ببستيم * از همه باز آمديم و با تو نشستيم
آنچه نه پيوند يار بود بريديم * و آنچه نه پيمان دوست بود شكستيم
مردم هشيار از اين معامله دورند * شايد اگر عيب ما كنند كه مستيم
تعبير قرآن اين است كه « كَفَرْنا بِكُمْ » . قرآن مىگويد از اينها ياد بگيريد : « قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ » از ابراهيم و ابراهيميان ( آن كسانى كه با ابراهيم بودند ، تربيتشدگان ابراهيم ، آن گروه ولو شايد كم بودند ) از اينها ياد بگيريد ، چه درسى ؟ درس كفر را از اينها ياد بگيريد ؛ گفتند : « كَفَرْنا بِكُمْ » ما به شما كفر مىورزيم « وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ » اعلام مىكنيم كه ميان ما و شما جز دشمنى ، اصل ديگرى حكومت نمىكند ؛ به قول امروز آشتى ناپذيرى . « حَتَّى تُؤْمِنوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ » . اين رابطهء آشتىناپذيرى كى تبديل به آشتىپذيرى مىشود ؟ آنگاه كه
هامش
( 1 ) . جامعالسعادات ، ج 1 / ص 46 .