تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
قلبى ، اول دستور تقوا و طهارت و پاكى را مىدهد ، بعد امر مىفرمايد به ايمان طاعتى ، يعنى طاعت رسول را به‌كار ببريد .

دو بهره از رحمت الهى «

يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ » ايمان بعد از ايمان موجب مىشود كه شما داراى دو حظ و دو بهره از رحمت الهى بشويد . ايمان اول يك حظ و بهرهء مخصوص به خود به شما مىرساند و ايمان دوم حظ و بهرهء جداگانه‌اى . « وَيَجْعَلْ لَكُمْ نوراً تَمْشونَ بِهِ » ( اين همان اثرى است كه گفتيم عمل روى ايمان مىگذارد ، روى قلب مىگذارد كه يك اصل مسلّم در قرآن مجيد است ) تا خداى متعال براى شما و در قلب شما نورى قرار بدهد ، به شما روشنايىاى بدهد كه در پرتو آن روشنايى راه برويد . البته مقصود راهِ در خيابان نيست ؛ يعنى روش شما . اين مثل اين است كه ما مىگوييم « راه و روشى كه فلانى در زندگى دارد » ؛ مقصود آن قدم زدن در خيابان نيست كه آيا قدمهايش را تند برمىدارد يا كند ، يا خودش را كج مىكند يا نمىكند ؛ مقصود آن رفتارى است كه در ميان مردم و به طور كلى در زندگى دارد . يعنى طاعت حق و طاعت پيامبر حق به انسان يك روشنايى مىدهد كه رفتارش در زندگى در پرتو آن روشنايى باشد ، كه به اين مضمون باز ما در قرآن داريم : « أَوَمَن‌ْكانَ مَيْتاً فَاحْيَيْناهُ وَجَعَلْنا لَهُ نوراً يَمْشى بِهِ فِى النّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِى الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » « 1 » آيا آن كه مرده بود و ما او را زنده گردانيديم و براى او نورى قرار داديم كه در ميان مردم با آن نور راه مىرود [ مثَل او مانند كسى است كه در تاريكيها قرار دارد و راهى به خارج ندارد ؟ ] . « آن مرده‌اى كه زنده كرديم » مقصود مردهء قبرستان نيست . سخن از مردهء قبرستان نيست كه مرده‌اى از قبرستان زنده شده ؛ صحبت از به اصطلاح مردهء اجتماع است ، مردهء به صورتْ زنده ، آن كه در پرتو ايمان زنده شده است . يا در همين سورهء حديد ، ما قبلًا خوانديم كه « يَوْمَ يَقولُ الْمُنافِقونَ وَالْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ امَنُوا انْظُرونا نَقْتَبِسْ مِنْ نورِكُمْ قيلَ ارْجِعوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسوا نوراً » در قيامت مردان منافق و زنان منافق - چون آنجا حقايق آشكار مىشود - وقتى كه مىبينند اهل ايمان در پرتو نور حركت مىكنند مىگويند كمى مهلت بدهيد كه ما هم از نور شما اقتباس كنيم . خيال مىكنند نورِ اقتباس كردنى
هامش
( 1 ) . انعام / 122 .