مىزند كه حيات بالاخره از آب پيدا شده است و از خشكى شروع نشده است .
اين است كه آب به طور كلى رمز حيات است . در قرآن در بعضى جاهاى ديگر كلمهء آب ( ماء ) به عنوان رمز و كنايهاى از حيات آمده است ولو حيات معنوى . مثلًا در آيهاى كه در سورهء مباركهء
« تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ »
داريم ، مىفرمايد :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
« 1 » بگو اگر آب مورد استفادهء شما يك مرتبه بخشكد ، اگر چشمهها و چاهها بخشكد ، چه قدرتى است غير از قدرت خدا كه آب گوارا براى شما بيافريند و بياورد ؟ ظاهر آيه خيلى روشن است ولى در تفاسير ، از ائمّهء اطهار وارد شده است كه اين آب را به آب حيات معنوى تعبير كردهاند ؛ يعنى بگو اگر امام و حجت خدا از ميان شما برود چه قدرتى مىتواند چنين آب زلالى را براى شما بياورد ؟ پس ما مىبينيم در آنجا نيز از « امام » كه منشأ حيات معنوى است به « آب » تعبير شده است .
به هر صورت آب رمز و سرّ حيات است . حال ، اين كه رابطهء حيات با آب از نظر علوم طبيعى چيست ، مطلبى است كه در علوم طبيعى ذكر كردهاند و ديگران از ما بهتر تخصص دارند در اين كه نظريات علوم طبيعى را دربارهء رابطهء حيات و آب بيان كنند ، ولى قدر مسلّم اين است كه در ميان موجودات و مواد اين عالم هيچ موجودى و هيچ مادهاى به اندازهء آب با حيات پيوند ندارد .
بعد از آن كه مىفرمايد : وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دابَّةٍ مِنْ ماءٍ ، مىفرمايد : فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشى عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشى عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشى عَلى ارْبَعٍ . اين دوابّ ( جنبندهها ) مختلفاند : بعضى با شكم راه مىروند و مىخزند ، مثل مار و بسيارى از كرمها ؛ بعضى با دو پا راه مىروند ، مثل انسان و مرغها ؛ و بعضى بر چهارپا راه مىروند .
در اينجا چون انسان و غير انسان با هم در يك رديف ذكر شدهاند [ به اين نحو كه ] همهء موجودات از آب آفريده شدهاند و اول از خزندگان نام مىبرد و بعد از روندگان ( روندگان دو پا و روندگان چهار پا ) و در روندگان دو پا در درجهء اول نظر به انسان است ، بعضى خواستهاند اين آيه را تأييدى براى نظريهء تبدّل انواع ( ترانسفورميسم ) بگيرند و در كتابها و مجلات مطالبى مىنويسند . اصل نظريه بسيار قديمى است ، دو هزارسال هم بيشتر از عمرش مىگذرد ، ولى از وقتى كه تقريباً
هامش
( 1 ) . مُلك / 30 .