تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
اينجا مىفرمايد : وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دابَّةٍ مِنْ ماءٍ . در اين آيه چه مطلبى بيان شده است ؟ در اين آيه غير از آن هدف اصلى كه خالقْ « اللَّه » است ، دو مطلب ذكر شده است : يكى اين كه اصل حيات همهء جنبنده‌ها آب است . دوم اين كه تنوع جنبنده‌ها كه اينجا از يك نظر يعنى از نظر راه رفتن بيان شده است ( بعضى خزنده هستند و بعضى رونده ، و رونده‌ها بعضى با دو پا و بعضى با چهار پا حركت مىكنند ) بر طبق مشيّت الهى به وجود آمده است .

آب ، رمز حيات

قسمت اول كه مىفرمايد :
وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ
هر جنبنده‌اى را ما از آب آفريده‌ايم « 1 » و اين مطلب كه اساسىترين عنصر براى حيات و زندگى آب است ، امروز از قطعىترين مسائل است ، يكى از اين نظر كه بخش اعظم اندام هر موجود زنده را آب تشكيل مىدهد . مثلًا اندام و هيكل انسان با اين همه اعضا و جوارح و پوست و رگ و پى و استخوان ، چقدرش آب است و چقدرش ساير عناصر ؟ من البته از نظر دقيق علمى نمىدانم ، ولى طبيب بسيار متخصصى ( آقاى دكتر قريب ) يك وقتى كه خودم را توصيه مىكرد به اين كه آب زياد بخورم و همين آيه را مىخواند :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
، مىگفت : هشتاد در صد وزن هركسى آب است ؛ يعنى اگر كسى پنجاه كيلو وزن داشته باشد ، چهل كيلويش آب است و ده كيلو ساير مواد . هر سلولى از سلولهاى بدن ما كه مىگويند سه قسمت اصلى دارد : هستهء سلول ، غشاء رو و مايع پروتوپلاسم - كه از نظر حيات ، شايد اساسىترين قسمتهاى سلول است - قسمت اعظم آن آب است . مبدأ تكوّن هر جنبنده‌اى [ آب است . ] در اينجا قرآن « جنبنده » ذكر كرده است . البته « دابّه » شامل همهء جاندارها نمىشود ، ولى منشأ پيدايش ساير جانداران نيز يا مايعى است مثل نطفه ، و يا آنهايى هم كه از تخم به وجود مىآيند باز در مادهء اصلى هر تخمى آب از هر چيز ديگر بيشتر دخالت دارد . و از همه بالاتر اين كه راجع به پيدايش حيات در روى زمين كه علما زياد جست و جو كرده‌اند ولى هنوز به يك نظر قاطع نرسيده‌اند ، تمام فرضيه‌ها در اطراف اين دور
هامش
( 1 ) . در يك آيهء ديگر اين مطلب به صورت عام‌ترى بيان شده است ، مىفرمايد : وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُل‌َّشَىْءٍ حَىٍّ ( انبياء / 30 ) هر زنده‌اى را ما از آب قرار داده‌ايم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545 | مرتضى مطهرى