و بلكه با او مخالف و نسبت به او ياغى است ولى در عين حال هردو كار خوب مىكنند - فرق بگذارد . پس در روز قيامت نبايد مسئلهء ايمان ، حسابى داشته باشد ، فقط بايد عمل حساب داشته باشد ؛ بنابراين اگر يك آدم مادى مسلكِ منكر خدا و منكر همهء پيغمبران خدا كار خيرى كرده ، مثلًا خدمتى به بشريت كرده است ، خدا بايد او را به بهشت ببرد ، همانطور كه اگر يك بندهاى كه او را مىشناسد كار خوب بكند بايد او را به بهشت ببرد ، و غير از اين هم نمىتواند باشد ؛ اگر غير از اين باشد بايد بگوييم خدا - العياذ باللَّه - مثل آن رؤسايى است كه ميان افرادى كه مىآيند تعظيم مىكنند و تملّقش را مىگويند و آن افرادى كه پيش او نمىآيند تعظيم كنند و تملّق بگويند فرق مىگذارد ، در صورتى كه ما مىگوييم رئيس خوب آن رئيسى است كه هيچ فرقى ميان افراد از اين نظر نگذارد ، فقط به كار افراد توجه كند ، اگر ديد كار فرد خوب است به او پاداش بدهد .
اين صورت اشكال . اين موضوع را خيلى از افراد به صورت اشكال و ايراد سؤال مىكنند و من خودم در آخرين بخش كتاب عدل الهى همين مسئله را مطرح و مفصل دربارهء اين موضوع بحث كردهام . اكنون به مناسبت اين سه آيه ، مقدارى از اين مطالب را عرض مىكنم .
ما مىبينيم قرآن تنها روى عمل تكيه نمىكند ، روى عمل و ايمان هردو تكيه مىكند . مىبينيد قرآن هميشه مىگويد : الَّذينَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ آنان كه ايمان دارند و عملشان صالح است . قرآن براى سعادت بشر ، نه به ايمانِ تنها اتكاء مىكند كه بگويد اگر ايمانت درست بود ديگر اهل سعادت هستى ، عملت هرچه بود ، بود و نه به عمل تنها تكيه مىكند كه بگويد : « الَّذينَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَواءٌ امَنوا اوْ لَمْ يُؤْمِنوا » كسانى كه عمل صالح انجام مىدهند ، خواه ايمان داشته باشند يا نداشته باشند ؛ بلكه قرآن مىگويد ايمان و عمل صالح هردو .
البته عدهاى هم از آن طرف بودهاند كه مىگفتهاند عمل هيچكاره است و هرچه هست ايمان است . در ميان خودمان هم هستند افرادى كه عمل را تحقير مىكنند و مىگويند عمل در سعادت انسان اثر ندارد و فقط ايمان مؤثر است . عدهاى هم از اين طرف مىگويند بايد عمل اثر داشته باشد نه ايمان ، و عجيب اين است كه مدعى هستند خود قرآن هم در بعضى آيات همين مطلب را تأييد كرده است ؛ مىگويند مگر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨١