مىكند .
تعبيراتى دربارهء « پاسخ بدى را به نيكى دادن »
در دعاى « مكارم الاخلاق » تعبيرات عجيبى هست : خدايا به من توفيق بده آن كسى كه به من فحش مىدهد من به او حرف خوب بگويم ، آن كسى كه قطع رحم مىكند من در مقابلْ صلهء رحم كنم ، آن كسى كه پشت سر من بدگويى مىكند من پشت سرش خوب بگويم . جملههاى زيادى است .
خواجه عبداللَّه انصارى هم تعبير شيرينى دارد ، مىگويد : بدى را بدى كردن سگسارى است ( كار سگها همچنين است . يك سگ ، سگ ديگر را گاز مىگيرد ، او هم گاز مىگيرد . اگر كسى به انسان بدى كرد و او هم بدى را با بدى جواب داد ، هنرى كه كرده كار سگها را انجام داده است . اگر انسان سگى را بزند فوراً برمىگردد و پاى او را مىگيرد ) . خوبى را خوبى كردن ، خرخارى است ( يعنى اگر كسى به انسان خوبى كند و انسان در مقابل خوبى او خوبى كند خيلى هنر نكرده است . يك الاغ مىآيد شانهء الاغ ديگر را با دندانش مىخاراند و به او خدمت مىكند ، او هم فوراً شانهء اين را مىخاراند . اين مقدار را كه در مقابل خوبى بايد خوبى كرد و خوبى را بايد با خوبى جواب داد الاغ هم مىفهمد ) ، اما بدى را نيكى كردن ( در مقابل بدى خوبى كردن ) كار خواجه عبداللَّه انصارى است .
قرآن مىفرمايد : وَ لا يَأْتَلِ اولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ انْ يُؤْتوا اولِى الْقُرْبى وَ الْمَساكينَ وَ الْمُهاجِرينَ فى سَبيلِ اللَّهِ متمكّنين قسم نخورند كه ديگر از [ تهمتزنندگان ] قطع كمك كنند ، غيرت دينىشان اينجا به جوش نيايد ؛ آنها بدى كردند ولى شما در مقابل بدى باز هم خوبى كنيد ؛ قسم نخورند كه از كمك مالى به خويشاوندانشان يا مسكينها يا مهاجرينى كه در راه خدا ابتدا مهاجرت كردند [ صرفنظر مىكنند ] به خاطر اين كار بدى كه كردند و در اين تهمت شركت كردند ؛ وَ لْيَعْفوا وَ لْيَصْفَحوا عفو كنند ، گذشت داشته باشند ، الا تُحِبّونَ انْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ آيا دوست نداريد كه خدا شما را بيامرزد ؟ ( چه تعبير عجيبى است ! ) اى بشرها ، از گناه يكديگر بگذريد ، زيرا خودتان گنهكاريد و اميد داريد خدا از گناهان شما بگذرد ، آنچه را كه انتظار داريد خدا دربارهء شما رفتار كند دربارهء بندگان خدا رفتار كنيد ؛ سختگير نباشيد ، تا ممكن است گنهكاران را از راه خوبى كردن معالجه كنيد ؛ آنجا كه ممكن نشد ، از راه