معنايش اين است كه اگر قومى در دنيا سعادت پيدا مىكند ، هيچ شرطى ندارد ، خدا خواسته است ، و اگر قومى در دنيا بدبخت شد نيز بايد بگوييم خدا خواسته است .
همچنين در آن دنيا اگر مردمى اهل بهشت شدند ، چرا ندارد ، خدا خواسته اينها اهل بهشت باشند ، چون وقتى گفتيم همه چيز به مشيت خداست ، ديگر چرا ندارد . اگر بگوييم عمل خوب انجام دادند كه به بهشت رفتند ، مىگويند اين هم شرطش نيست چون همه چيز به مشيت خداست ؛ هيچ مانعى ندارد كه خدا يك بندهء صالح متقى مطيع را به جهنم ببرد و يك بندهء عاصى گنهكار فاسق فاجر مشرك را به بهشت ببرد ، چون خودش مىخواهد و هيچ چيز در جهان هستى شرط هيچ چيز نيست . و بعضى به اين حرف هم رسيدند كه اگر غير از اين بگوييم ، بگوييم « چيزى در عالم شرط چيزى هست » با توحيد و اينكه همه چيز به مشيت خداست منافات دارد .
يك گروه ديگر ديدند اين حرف خيلى حرف نادرستى است . چگونه مىشود گفت در عالم هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نيست ؟ ! اين نه با حساب دنيا جور در مىآيد و نه با حساب آخرت . اگر در دنيا هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نباشد پس بايد اينطور باشد كه مثلًا يك سال باران و برف نيايد ، شرايط جوّى مساعد نباشد ، آفت هم بيايد و در آن سال مردم زراعت كنند و محصول فراوان بگيرند ، يا حتى زراعت هم نكنند و محصول فراوان بگيرند . و يك سال ديگر زحمت بكشند ، زمين را شخم بزنند و آبيارى و تقويت كنند ، هوا مساعد باشد ، برف و باران به موقع بيايد ، آفت هم نيايد و آن سال اساساً محصولى به وجود نيايد ، چون هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نيست . يا اينكه بايد امكان داشته باشد كه كسى ازدواج نكند ولى صاحب فرزند بشود و يك مرد و زن سالمى ازدواج بكنند و فرزنددار نشوند ، چون هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست . آخرت هم همينطور .
ولى اينطور نيست . هم در دنيا همه چيز شرط همه چيز است ، هم در آخرت .
بعد اين دسته اندكى از آن طرف افتادند ، گفتند اينكه ما مىگوييم همه چيز به مشيت خداست ، مقصود همه چيز نيست ؛ برخى امور به مشيت خداست و برخى ديگر به مشيت خدا نيست ، واقع مىشود بدون اينكه به مشيت خدا باشد .
اما اگر ما درست با منطق قرآن آشنا بشويم ، مىبينيم كه هم بايد معتقد بشويم كه همه چيز به مشيت خداست و هم بايد معتقد بشويم كه كار دنيا و آخرت ، كار عالم هستى بىحساب نيست كه هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نباشد . خير ، هر چيزى شرايط معينى دارد ، با شرايط خودش به وجود مىآيد و بدون آن شرايط محال است
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٩٧