تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
خود را در دگرگونى اوضاع و برقرارى نظامى جديد تشخيص مىدهد ، كوشش مىكند جامعه را تغيير دهد و جلو ببرد و ساير شئون اجتماعى را با ابزار تكامل‌يافته و سطح جديد توليد هماهنگ سازد . نزاع و كشمكش ميان اين دو گروه - كه يكى جامدالفكر و وابسته به گذشته و ديگرى روشنفكر و وابسته به آينده است ، يكى فضاى موجود را براى تنفس خود لازم مىشمارد و مىخواهد آن را نگه دارد و ديگرى فضاى تنفس جديدى جستجو مىكند ، يكى در حال زوال و ديگرى در حال رشد است - سخت در مىگيرد و شدت مىيابد تا به اوج خود كه نقطهء انفجار است مىرسد و جامعه با يك گام انقلابى به صورت دگرگونى نظام كهن و برقرارى نظام جديد و به صورت پيروزى نيروهاى نو و شكست كامل نيروهاى كهنه تبديل به ضد خود مىگردد و مرحلهء تازه‌اى از تاريخ آغاز مىشود . اين مرحله از تاريخ نيز به نوبهء خود سرنوشتى مشابه با مرحلهء قبلى دارد ؛ يعنى به دنبال تكامل ابزار توليد ، انسانهاى نوتر پا به ميدان مىگذارند و به علت بالا رفتن ميزان توليد ، نظامات اجتماعى موجود قدرت حل مشكلات اجتماعى را از دست مىدهد . بار ديگر جامعه دچار بن‌بست و تضاد مىشود و ضرورت دگرگونى نظامات اقتصادى و اجتماعى پيدا مىشود . اين مرحله نيز جاى خود را به ضد و نفىكنندهء خود مىدهد و مرحلهء جديدترى آغاز مىشود و همين طور . . . تاريخ - مانند خود طبيعت - همواره از ميان اضداد عبور مىكند ، يعنى حلقات پيوستهء تاريخ عبارت است از مجموعه‌اى از اضداد كه هر مرحلهء قبلى مرحلهء بعدى را در درون خود پرورانده است و پس از يك سلسله كشمكشها جاى خود را به او داده است . اين طرز تفكر دربارهء طبيعت و تاريخ ، « تفكر ديالكتيكى » ناميده مىشود و چون در مورد تاريخ ، همهء ارزشهاى اجتماعى را در طول تاريخ تابع و وابسته به ابزار توليد مىداند ، ما اين طرز تفكر و اين بينش را در مورد تاريخ « بينش ابزارى » مىناميم . از اين به بعد هر گاه بگوييم « بينش ابزارى تاريخ » مقصودمان اين طرز خاص از تفكر دربارهء تحولات تاريخى است كه از آن به ماديت تاريخى ( ماترياليسم تاريخى ) تعبير مىشود و خلاصه‌اش اين است كه تاريخ ماهيت و طبيعت مادى دارد و وجود ديالكتيكى .