تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
قرآن كريم نكتهء فوق‌العاده آموزنده‌اى در مورد سنتهاى تاريخ يادآورى مىكندو آن اينكه مردم مىتوانند با استفاده از سنن جاريهء الهيه در تاريخ ، سرنوشت خويش را نيك يا بد گردانند ، به اينكه خويش و اعمال و رفتار خويش را نيك يا بد گردانند ؛ يعنى سنتهاى حاكم بر سرنوشتها در حقيقت يك سلسله عكس‌العملها و واكنشها در برابر عملها و كنشهاست . عملهاى معين اجتماعى عكس‌العملهاى معين به دنبال خود دارد . از اين رو در عين آنكه تاريخ با يك سلسله نواميس قطعى و لايتخلّف اداره مىشود ، نقش انسان و آزادى و اختيار او به هيچ وجه محو نمىگردد . قرآن آيات زيادى در اين زمينه دارد ؛ كافى است كه براى نمونه آيهء 11 از سورهء مباركهء رعد را بياوريم : انَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِانْفُسِهِمْ . خداوند وضع حاكم و مستولى بر قومى را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنچه در خلق و خوى و رفتار خود دارند تغيير دهند .

توجيه و تفسير تكامل تاريخ

اگر در مكتبى ، جامعه داراى شخصيت و طبيعت شناخته شود ، و از طرف ديگر اين موجود شخصيت‌دار يك موجود زندهء متحول و متكامل و بالنده تلقى شود ، بايد ديد تكامل جامعه را چگونه توجيه و تفسير مىكند ؟ يعنى بايد ديد اين مكتب جامعه را به چه شكلى به سوى كمال در تكاپو مىداند ، به عبارت ديگر تكامل را چگونه تفسير و توجيه مىنمايد ؟ قرآن مجيد ، هم بر شخصيت و واقعيت جامعه تأكيد دارد و هم بر سير صعودى و كمالى آن . از سوى ديگر مىدانيم مكتبهاى ديگر هم بوده و هستند كه ضرورت و جبر تاريخ را بدين سو مىدانند ، پس لازم است بدانيم كه چه از نظر قرآن مجيد و چه از نظر برخى مكتبهاى ديگر ، تكامل تاريخ را چگونه بايد توجيه و تفسير كرد ؟ و مخصوصاً انسانها چه مسئوليتى دارند و چه نقشى بايد ايفا نمايند ؟ بالاخص « انتظار بزرگ » به چه شكل و چه صورت بايد باشد ؟