آيندهء درخشان و سعادتمندانهء بشريت « 1 » را نويد داده است .
اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبينى نسبت به جريان كلى نظام طبيعت و سير تكاملى تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبينى نسبت به پايان كار بشر است كه طبق بسيارى از نظريهها و فرضيهها فوقالعاده تاريك و ابتر است .
انتظار فرج
اميد و آرزوى تحقق اين نويد كلى جهانى انسانى ، در زبان روايات اسلامى « انتظار فرج » خوانده شده و عبادت ، بلكه افضل عبادات شمرده شده است . اصل « انتظار فرج » از يك اصل كلى اسلامى و قرآنى ديگر استنتاج مىشود و آن اصل « حرمت يأس از رَوح اللَّه » است .
مردم مؤمن به عنايات الهى ، هرگز و در هيچ شرايطى اميد خويش را از دست نمىدهند و تسليم يأس و نااميدى و بيهودهگرايى نمىگردند . چيزى كه هست اين « انتظار فرج » و اين « عدم يأس از روح اللَّه » در مورد يك عنايت عمومى و بشرى است نه شخصى يا گروهى ، و بعلاوه توأم است با نويدهاى خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده است .
دو گونه انتظار
انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است : انتظارى كه سازنده و نگهدارنده است ، تعهدآور است ، نيروآفرين و تحركبخش است ، به گونهاى است كه مىتواند نوعى عبادت و حقپرستى شمرده شود ؛ و انتظارى كه گناه است ، ويرانگر است ، اسارت بخش است ، فلجكننده است و نوعى « اباحيگرى » بايد محسوب گردد .
اين دو نوع انتظار فرج ، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدى موعود است ؛ و اين دو نوع برداشت به نوبهء خود از دو نوع بينش دربارهء تحولات و انقلابات تاريخى ناشى مىشود . از اين رو لازم است اندكى دربارهء دگرگونيها و تحولات
هامش
( 1 ) . قالَ موسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينوا بِاللَّهِ وَ اصْبِروا انَّ الْارْضَ لِلّهِ يورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ ( اعراف / 128 ) .