اتفاقا يكى از جنبههاى جالب و حيرتانگيز انقلاب اسلامى ايران كه مىدانيد انقلابى است كه معيارهاى جامعهشناسان را در هم ريخته و معادلات آنها را بههم زده است [ همين مسئله است ، ] يعنى انقلابى با ويژگيهايى در جامعهاى پيدا شده ، كه از نظر آنها كه براى خودشان معيارهايى دارند غير قابل پيشبينى و غير قابل سنجش بوده است . در غرب اين تبليغ زياد شده است به طورى كه براى خود آنها باور آمده است كه زن در جامعه اسلامى از حقوق محروم بوده و هست و زنها عنصرهايى ناراضى در ميان مسلمانان هستند و بنابراين اگر به آنها عرضه شود كه انقلابى در جهت اسلامى مىخواهد پيدا شود ، انقلابى كه مىخواهد خواهان برقرارى ارزشهاى اسلامى باشد ، آنها حتما در جبهه مخالف شركت خواهند كرد ، چون بر اساس فرضيه آنها زنها از اسلام و از جامعهاى كه با معيارهاى اسلامى اداره شود ناراضىاند بنابراين در اين انقلاب شركت نخواهند كرد . ولى در عمل زنها نه تنها شركت كردند ، بلكه اگر آنها شركت نمىكردند اين خود واقعيتى است كه اين انقلاب به ثمر نمىرسيد ، چون زنان نه فقط شركت مستقيمشان مؤثر بود ، بلكه تأثير شركت غيرمستقيمشان ( يعنى تأثيرى كه روى شوهران ، فرزندان ، پدران و برادرانشان داشتند ) از تأثير مستقيم خودشان كمتر نبود و اين خود يك مسئله فوقالعاده است .
نقش غير مستقيم و نقش مستقيم زنان در انقلاب اسلامى
مرد الهامگير از زن است و اگر در يك جريان اجتماعى زنها هماهنگى نداشته باشند ، از تأثير مرد هم فوقالعاده مىكاهند و بر عكس اگر زنها نقش موافق و احساسات موافق داشته باشند نيروى مردها را هم چند برابر مىكنند ؛ يعنى نه تنها ترمزى براى مردها نمىشوند ، نيروى محركى هم براى مردها به شمار مىروند ، و اين مطلب در اين نهضت فوق العاده مشهود بود . البته اين علاوه بر نقش مستقيم فوقالعاده و خارقالعادهاى است كه خانمها در اين قضايا داشتند و آن ، شركتشان در تظاهرات و راهپيماييها ، آن هم با حفظ ميزانها و معيارهاى اسلامى و با شعارهاى اسلامى ، و از اينها بالاتر جلو گلولهها رفتن است كه در روز 17 شهريور در ميدان شهدا آن طور كه معمولا نقل مىكنند و فيلمها نشان مىدهد - زنها بيشتر از مردها شهيد دادند و اين زنها بودند كه در ميدان شهدا نشستند و مورد رگبار ظالمانه دشمن