دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات * مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
مولوى در دفاع از ملامتيان مىگويد :
هين ز بدنامان نبايد ننگ داشت * هوش بر اسرارشان بايد گماشت
اى بسا زر كه سيه تابش كنند * تا شود ايمن ز تاراج و گزند
از جمله مسائلى كه عرفا گفتهاند و فقها آنها را تخطئه كردهاند ، همين مسئله است . فقه اسلامى همانطور كه ريا را محكوم مىكند و آن را نوعى شرك مىداند ، ملامتيگرى را نيز محكوم مىسازد و مىگويد مؤمن حق ندارد عِرض و شرافت اجتماعى خود را لكهدار سازد . بسيارى از خود عرفا نيز ملامتيگرى را محكوم مىكنند .
مقصود اين است كه روش ملامتيگرى كه در ميان بعضى از عرفا معمول بوده سبب شده كه آنها تعمّد خاصى در ارائهء ضد مقاصد و ضد منويّات و ضد اهداف خود داشته باشند ، و اين كار فهم مقاصد آنها را مشكلتر مىسازد .
ابوالقاسم قشيرى كه از پيشوايان اهل عرفان است در رسالهء قشيريه تصريح مىكند كه عرفا تعمّد دارند در ابهامگويى ، زيرا نمىخواهند افراد غير وارد از اطوار و حالات و مقاصد آنها آگاه شوند ، زيرا براى غيروارد قابل فهم و درك نيست « 1 » اصطلاحات عرفا زياد است . برخى مربوط است به عرفان نظرى ، يعنى به جهان بينى عرفانى و تفسيرى كه عرفان از هستى مىنمايد . اين اصطلاحات شبيه اصطلاحات فلاسفه است و مستحدث است . محيى الدين عربى پدر همه يا بيشتر اين اصطلاحات است ، و فهم آنها هم بسيار دشوار است از قبيل : فيض اقدس ، فيض مقدس ، وجود منبسط ، حق مخلوق به ، حضرات خمس ، مقام احديّت ، مقام واحديّت ، مقام غيب الغيوب و امثال اينها .
برخى ديگر مربوط است به عرفان عملى ، يعنى به مراحل سير و سلوك عرفانى .
اين اصطلاحات قهراً بيشتر مربوط به انسان است ؛ شبيه مفاهيم روان شناسى يا اخلاقى است و در حقيقت نوعى خاص روان شناسى است ، آن هم روان شناسى تجربى . به عقيدهء عرفا ، فلاسفه يا روان شناسان يا علماى دين شناسى
هامش
( 1 ) رسالهء قشيريه ، ص 33