هجرت صرفاً يك حادثهء تاريخى است و اين همه كه در قرآن از هجرت ياد شده است و مهاجرين در رديف مجاهدين ذكر مىشوند و مهاجرت پايه به پايهء مجاهدت
( الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا )
آيا همهء اينها ناظر به يك وقعهء خاص است ، حادثهاى مربوط به گذشته ، و ديگر امروز و بهطور كلى بعد از آن دوره ، هجرت در اسلام معنى و مفهوم ندارد ؟ و يا هجرت هم مانند خود ايمان و مانند جهاد است
( الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا )
و همان طورى كه ايمان و جهاد اختصاص به صدر اسلام ندارند ، هجرت هم اختصاص به صدر اسلام ندارد ؛ هجرتى كه در صدر اسلام صورت گرفت ، مانند جهادهاى صدر اسلام است كه مصداقى از يك حكم در اسلام است . اين خودش سؤالى است .
على عليه السلام در كلمات خودشان اين مسئله را طرح كردهاند كه در نهج البلاغه مسطور است و ايشان صريحاً مىگويند : الْهِجْرَةُ قائِمَةٌ عَلى حَدِّهَا الْاوَّلِ هجرت به حكم و وضع اول خودش باقى است . يعنى هجرت اختصاص به يك زمان معين و مكان معين نداشته است كه چون پيغمبر اكرم از مكه به مدينه هجرت فرمودند ، پس در آن وقت وظيفهء هجرت به تبع پيغمبر بر ديگران لازم و واجب شد و آنها كه همراه و در خدمت ايشان به مدينه آمده بودند ، « مهاجر » خوانده مىشدند و ديگر بعد از زمان پيغمبر ، هجرت موضوع و معنى ندارد . على عليه السلام مىفرمايد نه ، الْهِجْرَةُ قائِمَةٌ عَلى حَدِّهَا الْاوَّلِ .
تعريف هجرت
هجرت يعنى چه ؟ اگر بخواهيم هجرت را تعريف كنيم ، چگونه بايد تعريف كنيم ؟
هجرت يعنى دورى گزيدن ، حركت كردن ، كوچ كردن از وطن ، از يار و ديار ، همه را پشت سر گذاشتن ، براى چه ؟ براى نجات ايمان . معلوم است كه چنين چيزى نمىتواند از نظر منطق اسلام محدود به يك زمان معين و به يك مكان معين باشد ولى البته شرايطى دارد . هجرت يعنى دورى گزيدن از خانمان ، و از زندگى و از همه چيز دست شستن براى نجات ايمان . پس معنايش اين است كه اگر ما در شرايطى قرار گرفتهايم كه ايمانمان در خطر است ، ايمان جامعهء ما در خطر است ، اسلام ما در خطر است ، امر داير است كه ما از ميان شهر و خانه و لانه ، و ايمان يكى را انتخاب كنيم ( يا در خانه و لانهء خودمان بمانيم و ايمانمان يا ايمان ديگران به اين وسيله از