تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
هم مىگويند ، مقدمهء آزادى است . مىگويند : انسان كامل يعنى انسان آزاد ، و هرچه انسان آزادتر باشد كاملتر است ؛ هرچه تحت تأثير عوامل ديگر قرار گيرد ، از انسانيت او كاسته شده است . حتى در اين مكتب معتقدند ايمان و اعتقاد به خدا و تكيه به خدا و بندگى خدا انسانيت انسان را ناقص مىكند ، چون انسان را وادار مىكند در مقابل خدا تسليم باشد ، و بندگى نسبت به خدا و در مقابل خدا ، آزادى را از انسان سلب مىكند و چون كمال انسان در آزادى است و انسان كامل انسانى است كه از همه چيز آزاد باشد ، پس حتى بايد از قيد مذهب آزاد باشد . حافظ ما مىگويد :
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
اگر كسى در زير اين چرخ كبود پيدا شود كه به هيچ چيزى وابستگى و تعلق نداشته باشد ، او كامل است
مگر تعلق خاطر به ماه رخسارى * كه خاطر همه غمها به مهر او شاد است « 1 »
يا در جاى ديگرى مىگويد :
فاش مىگويم و از گفتهء خود دلشادم * بندهء عشقم و از هر دو جهان آزادم
مكتب اگزيستانسياليسم مىگويد : نه ، « بندهء عشقم » هم غلط است ؛ بايد بگويى از هر دو جهان آزادم و از عشق هم آزادم ؛ به جاى اينكه بگويى « . . . مگر تعلق خاطر به ماه رخسارى » ، بايد بگويى « حتى تعلق خاطر به ماه رخسارى » ؛ آزاد مطلق از همه چيز ؛ انسانيت يعنى آزادى و آنچه كه آزادى اقتضا مىكند ؛ انسانيت يعنى تمرد و عصيان ، در مقابل همه چيز متمرد و عاصى بودن و تسليم هيچ چيز نبودن ؛ انسان يعنى آزادى و آزادى يعنى انسان . در جلسهء بعد ان شاء اللَّه دربارهء اين مكتب به تفصيل بحث خواهم كرد . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم
هامش
( 1 ) يعنى خدا