تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
يا رَسولَ اللَّهِ ما ذا لَقيتُ مِنْ امَّتِكَ مِنَ الْاوَدِ وَ اللَّدَدِ ! چقدر اين امت تو خون به دل من كردند ! چه كنم با اينها ؟ بعد به امام حسن فرمود : پسرجان ! جدت به من دستورى داد ، گفت : على به اينها نفرين كن . من هم در عالم رؤيا نفرين كردم ؛ نفرينم اين بود : ابْدَلَنِى اللَّهُ بِهِمْ خَيراً مِنْهُمْ وَ ابْدَلَهُمْ بىشَرّاً لَهُمْ مِنّىخدا هرچه زودتر مرگ مرا برساند و بر اينها همان كسى را مسلط كند كه شايستهء او هستند . معلوم است كه با اين جمله چقدر دلهره و اضطراب رخ مىدهد . على عليه السلام بيرون مىآيد . مرغابيها صدا مىكنند . مىگويد : دَعوهُنَّ فَانَّهُنَّ صَوائِحُ تَتْبَعُها نَوائِحُ « 1 » الآن صداى صيحهء مرغ است ، ولى طولى نمىكشد كه صداى نوحه‌گرى انسانها در همين جا بلند مىشود . فرزندان آمدند جلو اميرالمؤمنين را گرفتند ، گفتند : پدرجان ! نمىگذاريم به مسجد به روى ، حتماً بايد يك نفر ديگر را به نيابت بفرستى . اول فرمود : خواهرزاده‌ام جُعدة بن هُبيره را بگوييد برود با مردم نماز جماعت بخواند . بعد فوراً خودش نقض كرد ، فرمود : نه ، خودم مىروم . گفتند : اجازه بدهيد كسى شما را همراهى كند . فرمود : خير ، نمىخواهم كسى مرا همراهى كند . براى او شب باصفايى بود . خدا مىداند او چه هيجانى دارد ! البته خودش مىگويد من خيلى كوشش كردم كه راز مطلب را كشف كنم ، ولى اجمالًا مىداند كه حوادث بزرگى [ در انتظار اوست . ] از نهج البلاغه چنين استفاده مىشود : كَمْ اطْرَدْتُ الْايّامَ ابْحَثُها عَنْ مَكْنونِ هذَا الْامْرِ فَابَى اللَّهُ الّا اخْفائَهُ « 2 » خيلى كوشش كردم كه سرّ و باطن اين كار را به دست آورم ، ولى خدا ابا كرد جز اينكه آن را اخفا كند . خودش اذان صبح را مىگفت . نزديك طلوع صبح بود كه بالاى مأذن رفت و نداىاللَّه اكبررا بلند كرد . اذان را كه گفت ، با سپيده دم خداحافظى كرد . گفت : اى صبح ! اى سپيده دم ! اى فجر ! از روزى كه على چشم به اين دنيا گشوده ، آيا روزى بوده است كه تو بدمى و چشم على در خواب باشد ؟ يعنى ديگر بعد از اين ، چشم على براى هميشه خواب خواهد رفت . وقتى از مأذن پايين مىآيد ، مىگويد :
خَلَّوْا سَبيلَ الْمُؤمِنِ الْمُجاهِدِ * فِى اللَّه ذِى الْكُتُبِ وَ ذِى الْمَشاهِدِ
فِى اللَّه لايَعْبُدُ غَيْرَ الْواحِدِ * وَ يوقِظُ النّاسَ الَى الْمَساجِدِ « 3 »
هامش
( 1 ) كشف الغمّه ، ج 1 / ص 437 و منتهى الآمال ، ص 172 ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 147 ( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 / ص 310