تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
3 . در صفحه 8 ( مقدمه ) سوسياليسم مىنويسد : اگر سوسياليسم را به عنوان عكس العملى در برابر بيدادگرى اجتماعى مورد نظر قرار دهيم « 1 » مىتوان گفت از قديم‌ترين ايام وجود داشته است و تحت عناوين گوناگونى نشانه‌هايى از آن در ادوار قديم ديده مىشود ؛ و چنانچه سوسياليسم يك شكل تاريخى مشخص جامعه تلقى گردد سرچشمه آن در جامعه كاپيتاليستى خواهد بود و در اين صورت بايد گفت نظريه سوسياليسم در قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشته است . از اين جمله‌ها اين‌طور فهميده مىشود كه يك اصل اولًا براى اينها مسلّم است و آن تفسير مادى تاريخ است ؛ و الا اگر براى فكر اصالتى قائل بشويم چه مانعى دارد كه طرح سوسياليسم در آغاز تاريخ نه به عنوان عكس العملى در برابر بيدادگريها بلكه به عنوان برق هدايتى براى اجتماع كه مانند همه جاندارهاى ديگر راه خود را با هدايت و بينش - اختياراً و بدون جبر - طى مىكند پيش بينى و بر جامعه عرضه شده باشد . عدالت به مفهوم واقعى خود قبل از سوسياليسم وجود داشته است و مىتواند كوششهاى سوسياليستى با همه شكلهاى نوى خود كوششى در راه همان مطلوب قديمى و ايده آل كهن بشر به شمار رود « 2 » . پس سوسياليسم مفهوم ديگرى غير از عكس العملى از درد و غير از شكل تاريخى مشخصى از اجتماع دارد و آن يك نظر علمى حقوقى مبتنى بر حقوق واقعى و طبيعى فرد و اجتماع است . ايضاً مىنويسد :
هامش
( 1 ) اگر مقصود از اين عكس العمل صرفاً فرياد يك مظلوم است ، مثل فرياد گوسفند در چنگال گرگ ، آن سوسياليسم نيست ، دعوت به نجات است ؛ و اگر مقصود فرياد وجدان عدالتخواه است ، آن فلسفهء ديگر دارد كه مىتواند مبناى سوسياليسم واقع شود . ( 2 ) مگر آنكه بگوييم سوسياليسم مرحله خاص از عدالت است كه قبل از اين مرحله نمىتواند وجود پيدا كند ؛ همچنانكه كاپيتاليسم و فئوداليسم نيز مراحل ديگرى از عدالت بوده‌اند . عليهذا از لحاظ هدايت نيز جامعه در هر مرحله‌اى به مرتبه خاصى هدايت مىشود . اگر اين‌طور گفته شود مسئله را طورى ديگر بايد طرح كرد ، ديگر از ظالمانه بودن سرمايه دارى نمىتوان - لااقل در آغاز ظهور و رشدش - بحث كرد ؛ و قسمت بعدى رد اين احتمال است .