سوسياليسم علمى از آن جهت سوسياليسم است كه عقيده دارد كاپيتاليسم در حين تكامل به سيستمى منجر مىشود كه در آن مالكيت ابزار توليد همگانى است . بدين معنى استفاده از نيروى توليدى نيز همگانى است .
در صفحه 14 مىگويد :
امروز ديگر كم و بيش همه كشورها به جز ايالات متحده امريكا مدعى سوسياليست بودن هستند ، اما آنچه افكار را آشفته مىسازد بخصوص وضعيت اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى است . اين كشور كه به كمك تبليغات كمونيستها خود را كشورى سوسياليست معرفى نموده داراى رژيم سياسى ديكتاتورى و پليسى آنچنان مطلقى است كه آن را به عنوان كشور ديكتاتورى سوسياليستها به حساب مىآورند . گروهى مىگويند سوسياليسم آزادى و احترام به شخصيت انسانى است ، و بعضى ديگر جواب مىدهند كه سوسياليسم ، اشتراكى نمودن ابزار توليد و ديكتاتورى پرولتارياست . . . تمام انواع سوسياليسم يك جنبه مشترك دارند : الغاء مالكيت خصوصى كه سرچشمه عدم تساويها و بيدادگريهاى اجتماعى است « 1 » در صفحه 15 مىگويد :
برتراند راسل سوسياليسم را اينطور تعريف مىكند : سوسياليسم به معنى مالكيت مشترك زمين و سرمايه تحت يك شكل دموكراتيك حكومت است و مستلزم آن است كه توليد به منظور استفاده و نه به منظور سودجويى هدايت شود . بعلاوه تقسيم توليدات بايستى بهطور تساوى انجام گيرد و در صورتى كه اين امر ممكن نباشد بايد طورى باشد كه لااقل بتوان اين عدم تساوى در توزيع را با تأمين منافع عمومى توجيه نمود .
هامش
( 1 ) آيا اين مطلب قابل قبول است كه مالكيت سرچشمه بيدادگريهاست ؟