مىشد همان است كه ما از آن به حبس زن در خانه تعبير كردهايم . ولى علت اينكه فقها به مضمون چنين جملهها فتوا ندادهاند ادلّهء قطعى ديگر از آيات و روايات و سيرهء معصومين بر خلاف مفاد ظاهر اين تعبيرات است و به اصطلاح ظاهر اين جملهها « مُعْرَضٌ عَنْه » اصحاب است . لهذا اين جملهها حمل به توصيهء اخلاقى شده است و ارزش اخلاقى دارد نه فقهى .
آنچه فقها از امثال اين جملهها استنباط كردهاند اين است كه اين گونه جملهها ارشاد به حقيقتى روحى و روانى در روابط دو جنس است و شك نيست كه حقيقتى را بيان مىكند . رابطهء زن و مرد اجنبى سخت خطرناك است ، گِلى است كه پيلان بر آن مىلغزند .
آنچه اسلام لااقل به صورت يك امر اخلاقى توصيه مىكند اين است كه تا حد ممكن اجتماع مدنى غيرمختلط باشد .
جامعهء امروز زيانهاى اجتماع مختلط را به چشم خود مىبيند . چه لزومى دارد كه زنان فعاليتهاى خود را به اصطلاح « دوش به دوش » مردان انجام دهند . آيا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصى در فعاليت و راندمان كار آنان رخ مىدهد ؟ .
اثر اين دوش به دوشىها اين است كه هر دو همدوش را از كار بازمى دارد و هريك را به جاى توجه به كار متوجه « همدوش » مىكند ، تا آنجا كه غالباً اين همدوشيها به هماغوشى منتهى مىگردد .
ب . حديثى است از حضرت زهرا عليها السلام . هرچند فقها بدين حديث استناد نمىكنند اما مىتواند توجيه صحيحى داشته باشد .
خلاصهء حديث اين است :
« روزى رسول خدا از مردم پرسيدند : چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است ؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد . حسن بن على عليه السلام كودك و در مجلس حاضر بود . قصه را براى مادرش زهرا سلام اللَّه عليها نقل كرد . زهرا فرمود : از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانهاى را نبيند و مرد بيگانهاى هم او را نبيند . » « 1 »
هامش
( 1 ) . وسائل ج 3 / ص 9 ، نقل از كشف الغُمَّة