الْجِلْبابُ خِمارُ الْمَرْأَةِ الَّذى يُغَطّى رَأْسَها وَ وَجْهَها اذا خَرَجَتْ لِحاجَةٍ . .
جلباب عبارت است از روسرىاى كه در موقع خروج از منزل به كار برده مىشود و سر و صورت را با آن مىپوشانند .
ولى ضمن تفسير آيه مىگويد :
اىْ قُلْ لِهؤُلاءِ فَلْيَسْتُرْنَ مَوْضِعَ الْجَيْبِ بِالْجِلْبابِ وَ هُوَ الْمُلائَةُ الَّتى تَشْتَمِلُ بِهَا الْمَرْأَةُ . .
مقصود اين است كه با روپوشى كه زن به خود مىگيرد محل گريبان را بپوشاند .
بعد مىگويد :
« و گفته شده است كه جلباب همان چارقد است و مقصود آيه اين است كه زنان آزاد در وقت بيرون رفتن پيشانيها و سرها را بپوشانند . » .
چنان كه ملاحظه مىفرماييد معنى « جلباب » از نظر مفسران چندان روشن نيست .
آنچه صحيحتر به نظر مىرسد اين است كه در اصل لغت كلمهء « جلباب » شامل هر جامهء وسيع مىشده است ولى غالباً در مورد روسريهايى كه از چارقد بزرگتر و از ردا كوچكتر بوده است به كار مىرفته است . ضمناً معلوم مىشود دو نوع روسرى براى زنان معمول بوده است : يك نوع روسريهاى كوچك كه آنها را « خِمار » يا « مقنعه » مىناميدهاند و معمولًا در داخل خانه از آنها استفاده مىكردهاند . نوع ديگر روسريهاى بزرگ كه مخصوص خارج منزل بوده است . اين معنى با رواياتى كه در آنها لفظ « جلباب » ذكر شده است نيز سازگار است ، مانند روايت عبيداللَّه حلبى كه در تفسير آيهء 60 سورهء نور نقل كرديم . مضمونش اين بود كه در مورد زنان سالخورده جايز است خمار و جلباب را كنار بگذارند و نگاه به موى آنها مانعى ندارد . از اين جمله فهميده مىشود كه جلباب وسيلهء پوشانيدن موى سر بوده است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 502
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٠٢