تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
حاجت طبيعى ، و ديگر جلوگيرى از تهييج و تحريك آن . انسان از لحاظ حوائج طبيعى مانند چاه نفت است كه تراكم و تجمع گازهاى داخلى آن خطر انفجار را به وجود مىآورد . در اين صورت بايد گاز آن را خارج كرد و به آتش داد ولى اين آتش را هرگز با طعمهء زياد نمىتوان سير كرد . اينكه اجتماع به وسائل مختلف سمعى و بصرى و لمسى موجبات هيجان غريزه را فراهم كند و آنگاه بخواهد با ارضاء ، غريزهء ديوانه شده را آرام كند ميسر نخواهد شد . هرگز بدين وسيله نمىتوان آرامش و رضايت ايجاد كرد ، بلكه بر اضطراب و تلاطم و نارضايى غريزه با هزاران عوارض روانى و جنايات ناشى از آن افزوده مىشود . تحريك و تهييج بىحساب غريزهء جنسى عوارض وخيم ديگرى نظير بلوغهاى زودرس و پيرى و فرسودگى نيز دارد . از اينجا معلوم مىشود كه عارفان و نكته سنجان ما كه مىگويند :
مراد هركه برآرى مطيع نفس تو گشت * خلاف نفس كه فرمان دهد چو يافت مراد
با روشن بينى و روشن ضميرى عارفانهء خود به نكاتى برخورد كرده‌اند كه اين آقايان روانشناس روانكاو كه در عصر علوم نامشان جهان را پر كرده متوجه نشده‌اند . اما اينكه مىگويند : « الْانْسانُ حَريصٌ عَلى ما مُنعَ مِنْه » مطلب صحيحى است ولى نيازمند به توضيح است . انسان به چيزى حرص مىورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوى آن تحريك شود ؛ به اصطلاح تمناى چيزى را در وجود شخصى بيدار كنند و آنگاه او را ممنوع سازند . اما اگر امرى اصلًا عرضه نشود يا كمتر عرضه شود ، حرص و ولع هم نسبت بدان كمتر خواهد بود . فرويد كه طرفدار سرسخت آزادى غريزهء جنسى بود ، خود متوجه شد كه خطا رفته است ، لذا پيشنهاد كرد كه بايد آن را از راه خاص خودش به مسير ديگرى منحرف كرد و به مسائل علمى و هنرى نظير نقاشى و غيره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعيد شد ؛ زيرا تجربه و آمار نشان داده بود كه با برداشتن قيود اجتماعى ، بيماريها و عوارض روانى ناشى از غريزهء جنسى بيشتر شده است . من نمىدانم آقاى فرويد كه طرفدار تصعيد است از چه راه آن را پيشنهاد مىكند . آيا جز از طريق محدود كردن است ؟ . در گذشته افراد بىخبر به دانشجويان بىخبرتر از خود مىگفتند انحراف جنسى ،