تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود .
اگر رعايت پارهاى مصالح اجتماعى ، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند چنين مطلبى را « زندانى كردن » يا « بردگى » نمىتوان ناميد و آن را منافى حيثيت انسانى و اصل « آزادى » فرد نمىتوان دانست .
در كشورهاى متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهايى براى مرد وجود دارد . اگر مردى برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتى با پيژامه بيرون آيد ، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل بر خلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مىكند . هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى ، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلًا با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مىرود .
برعكس ، پوشيده بودن زن - در همان حدودى كه اسلام تعيين كرده است - موجب كرامت و احترام بيشتر اوست ، زيرا او را از تعرض افراد جِلف و فاقد اخلاق مصون مىدارد .
شرافت زن اقتضا مىكند كه هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد ، عملًا مرد را به سوى خود دعوت نكند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنىدار به سخن خود آهنگ ندهد ، چه آنكه گاهى اوقات ژستها سخن مىگويند ، راه رفتن انسان سخن مىگويد ، طرز حرف زدنش يك حرف ديگرى مىزند .
اول از تيپ خودم كه روحانى هستم مثال مىزنم : اگر يك روحانى براى خودش قيافه و هيكلى بر خلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ريش را دراز كند ، عصا و ردايى با هيمنه و شكوه خاص به دست و دوش بگيرد ، اين ژست و قيافه خودش حرف مىزند ، مىگويد براى من احترام قائل شويد ، راه برايم باز كنيد ، مؤدب بايستيد ، دست مرا ببوسيد .
همچنين است حالت يك افسر با نشانههاى عالى افسرى كه گردن مىافرازد ، قدمها را محكم به زمين مىكوبد ، باد به غبغب مىاندازد ، صداى خود را موقع
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٧