شركت كرد ، پشت جبهه را رها نكرد ، حيا و عفاف و پوشش لازم را از كف نداد ، دور باش خويش و كرامت و عزت زنانهء خويش را محفوظ داشت و خويشتن را مانند زن غربى و زن مدل پهلوى به ابتذال نكشانيد .
زنان از نظر نقش تاريخى ، دورههاى سه گانهاى را طى كردهاند . در برخى دورهها و براساس برخى طرز تفكرها دخالت مستقيم زن در ساختن تاريخ منفى است . در اين دورهها زن جز در اندرون خانه كارى ندارد و نمىتواند داشته باشد و صرفاً يك كالاى اندرونى است . طبعاً در چنين شرايطى هيچيك از استعدادهاى انسانىاش يعنى تفكر ، آگاهى ، بيدارى ، آزادگى ، اراده و اختيار و انتخاب ، هنر و خلاقيت و ابداع و حتى عبادت و سلوك عارفانهء الى اللَّه رشد لازم را طى نمىكند . در اين گونه جوامع در حكم يك وسيله و ابزار زندگى خانوادگى است ، يك « شىء » است و به حكم اينكه محيط زندگى زن محدود است به درون خانواده و در بازار به اصطلاح آزاد دسترسى به او ميسر نيست ، براى مرد عزيز و گرانبهاست . از اين رو زن در چنين دورهها و چنين محيطها يك « شىء گرانبها » است مانند هر شىء نفيس و گرانبهاى ديگر از قبيل برليان و الماس و غيره . در اين گونه دورهها تاريخ طبعاً « مذكر » است ، زنان نقش مستقيم و محسوس و ملموس در ساختن تاريخ ندارند . اگر ما به تاريخ گذشتهء پيش از نيم قرن اخير خودمان برويم عيناً همين وضع را مىبينيم ، مىبينيم زن وجود دارد اما به صورت يك « شىء عزيز و نفيس و گرانبها » و معمولًا بىدخالت در تاريخ و حوادث تاريخى .
در برخى جوامع زن خانه را رها كرده و وارد اجتماع شده است ، در شؤون علمى ، هنرى ، فكرى ، سياسى شريك مرد شده است و به صورت « شخص » درآمده است ، اما نظر به اينكه مدار خويش را به كلى رها كرده و حريم را به كنار زده و خود را رايگان در دسترس مرد قرار داده و در اماكن عمومى ، كابارهها ، دانسينگها ، حاشيهء خيابانها حضور و آمادگى خود را اعلام داشته است ، ارزش و بهاى خود را از دست داده است .
در اين جوامع زن شخص است اما « شخص بىبها » . در اين گونه جوامع زن حضور خود را در صحنهء تاريخ ثابت كرده درحالى كه پشت جبهه را رها كرده است ، نقش مستقيم خود را در سازندگى تاريخ به كف آورده اما نقش غيرمستقيم را كه از آن كمتر نيست از كف داده است .
آنجا كه زن نقش غيرمستقيم خود را از دست مىدهد ، هم خود را تباه مىسازد و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٢