انقلاب عظيم اسلامى مورد بررسى قرار گيرد كه بانوان در اين انقلاب چه سهم و نقشى داشتهاند و چه عواملى موجب گشت كه بانوان در اين مقطع تاريخى بىنظير سهم عمدهاى به خود اختصاص دهند .
انقلاب اسلامى ايران ويژگيهايى دارد كه در مجموع خود آن را در ميان همهء انقلابات جهان بىنظير و بىرقيب ساخته است . يكى از آن ويژگيها ذى سهم بودن بانوان است .
بانوان سهم بزرگى از انقلاب را به خود اختصاص دادند و اين حقيقتى است كه جملگى برآنند . رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى ايران بارها با تكريم و تحسين از نقش فعال بانوان ياد كردهاند و احياناً سهم آنان را عظيمتر از سهم مردان شمردهاند .
رهبر انقلاب اسلامى ايران با تيزبينى و تيزهوشى خاص خود دريافته بودند كه انقلاب اسلامى ايران بدون شركت بانوان به ثمر نخواهد رسيد ، از اين رو شركت آنان را در مراسم انقلابى واجب و لازم شمردند و حتى موافقت پدر يا شوهر را لازم ندانستند .
بانوان باايمان ما پس از آنكه از فرمان رهبر آگاه شدند ، با حفظ اصول و موازين اسلامى از هيچ گونه فداكارى در راه به ثمر رساندن انقلاب خوددارى نكردند ، پا به پاى مردان راهپيمايى كردند ، شعار دادند ، در تظاهرات شركت كردند ، شهيد دادند ، زندان رفتند ، شكنجه كشيدند ، آوارهء خانه و خانواده شدند ، دربه درى كشيدند ، محروميتها متحمل شدند .
به نظر مىرسد اينچنين نقش تاريخى براى زن در جهان بىسابقه است . در تاريخ اسلام خودمان ، تنها در صدر اسلام است كه مىبينيم بانوان نقش مؤثرى از نظر سياسى يا نظامى يا فرهنگى ايفا كردهاند . در دورههاى متأخر تدريجاً اين نقش ضعيف شده و احياناً به صفر رسيده است و همين جهت ايجاب مىكند كه تحقيق كنيم چه عواملى موجب گشت كه زن بار ديگر در صحنهء تاريخ ظاهر شود و تاريخ را از « مذكر » بودن محض خارج كند و آن را « مذنّث » ( مذكر مؤنث ) نمايد ؟ .
پيش از آنكه وارد اين بحث شويم يادآورى اين نكته ضرورى است كه منظور ما از نقش داشتن و نقش نداشتن زن در تاريخ ، نقش مستقيم و ظاهرشدن زن در صحنهء تاريخ است ، اما نقش غيرمستقيم و پشت جبهه و صحنه را زن همواره براى خود محفوظ داشته است .
زنان در طول تاريخ تنها مولّد و زايندهء مردان و پرورش دهندهء جسم آنها نبودهاند ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٠