تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
بلكه الهام بخش و نيرودهنده و مكمل مردانگى آنها بوده‌اند . زنان از پشت صحنه و از پشت جبههء جنگ همواره به مردان مردانگى مىبخشيده‌اند . ما در بسيارى از اشعار حماسى عربى و فارسى مىبينيم كه دليران و دلاوران در حماسه‌هاى خود زنان را مخاطب قرار داده و از مردانگى و شجاعت و دلاورى خود داد سخن داده‌اند ، گويى مرد آگاهانه و يا ناآگاهانه از همهء دليريها و دلاوريهاى خود رضايت و تحسين و جلب رضايت زن را منظور مىداشته است . اگر فرصتى دست دهد و قطعات ادبى نظم و نثر كه در اين زمينه انشاء شده يك جا گرد آيد يك فراز جالب و قابل مطالعه‌اى از نظر جامعه شناسى فراهم مىگردد . اينكه مىگويند زن آفرينندهء عشق است و عشق آفرينندهء مرد و مرد آفرينندهء تاريخ ، ناظر به نقش غيرمستقيم زن در سازندگى تاريخ است . زن نقش سازندگى غيرمستقيم تاريخى خود را مديون اخلاق ويژهء جنسى خويش يعنى حيا و عفاف و تقوا و دور باش زنانهء خويش است . آنجا كه زن دورباش حيا و عفاف را حفظ نكرده و خود را به ابتذال كشانده اين نقش تاريخى را از دست داده است . به حق در مورد حيا و عفاف زن گفته شده است : « حيا پاداشهاى خود را پس انداز مىكند و درنتيجه نيرو و شجاعت مرد را بالا مىبرد و او را به اقدامات مهم وا مىدارد ، قوايى را كه در زير سطح آرام حيات ما ذخيره شده است بيرون مىريزد . » « 1 » از اين رو گويى نوعى تضاد و تعارض ميان اين دو نقش وجود دارد : يا نقش غيرمستقيم و از صحنه بيرون بودن و يا نقش مستقيم و پشت جبهه را رها كردن و نقش غيرمستقيم نداشتن . اما درحقيقت تضاد و تعارض غيرقابل جمعى در كار نيست . يك راه باريك و ظريف وجود دارد كه زن اگر از آن راه برود هر دو نقش را در آن واحد مىتواند ايفا كند . آن راه باريك و ظريف همان است كه بانوان ما در ده سالهء اخير طى كردند . ويژگى دخالت زن در انقلاب اسلامى ايران در اين است كه زن مسلمان ايرانى در عين اينكه در صحنهء تاريخ ظاهر شد و مستقيماً در كار سازندگى تاريخ با مرد
هامش
( 1 ) . ويل دورانت ، لذات فلسفه ، صفحهء 133 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 371 | مرتضى مطهرى