مىكرده است . در مرحلهء چهارم مرد مبلغى به عنوان « پيشكش » تقديم پدر زن مىكرده است و رسم مهر از اينجا ناشى شده است .
مىگويند مرد از آن وقتى كه سيستم « مادرشاهى » را ساقط كرد و سيستم « پدرشاهى » را تأسيس نمود ، زن را در حكم برده و لااقل در حكم اجير و مزدور خويش قرارداد و به او به چشم يك ابزار اقتصادى كه احياناً شهوت او را نيز تسكين مىداد نگاه مىكرد ، به زن استقلال اجتماعى و اقتصادى نمىداد . محصول كارها و زحمات زن متعلق به ديگرى يعنى پدر يا شوهر بود . زن حق نداشت به ارادهء خود شوهر انتخاب كند و به ارادهء خود و براى خود فعاليت اقتصادى و مالى داشته باشد ، و در حقيقت پولى كه مرد به عنوان مهر مىداده و مخارجى كه به عنوان نفقه مىكرده است در مقابل بهرهء اقتصادى بوده كه از زن در ايام زناشويى مىبرده است .
مهر در نظام حقوقى اسلام
مرحلهء پنجمى هم هست كه جامعه شناسان و اظهارنظركنندگان در بارهء آن سكوت مىكنند . در اين مرحله مرد هنگام ازدواج يك « پيشكشى » تقديم خود زن مىكند و هيچ يك از والدين حقى به آن پيشكشى ندارند . زن در عين اينكه از مرد پيشكشى دريافت مىدارد ، استقلال اجتماعى و اقتصادى خود را حفظ مىكند . اولًا به ارادهء خود شوهر انتخاب مىكند نه به ارادهء پدر يا برادر . ثانياً در مدتى كه در خانهء پدر است ، همچنين در مدتى كه به خانهء شوهر مىرود كسى حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمار كند . محصول كار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به ديگرى و در معاملات حقوقى خود احتياجى به قيمومت مرد ندارد .
مرد از لحاظ بهره بردارى از زن ، فقط حق دارد در ايام زناشويى از وصال او بهرهمند شود و مكلف است مادامى كه زناشويى ادامه دارد و از وصال زن بهره مند مىشود ، زندگى او را در حدود امكانات خود تأمين نمايد .
اين مرحله همان است كه اسلام آن را پذيرفته و زناشويى را بر اين اساس بنيان نهاده است . در قرآن كريم آيات زيادى هست دربارهء اينكه مهر زن به خود زن تعلق دارد نه به ديگرى . مرد بايد در تمام مدت زناشويى عهدهدار تأمين مخارج زندگى زن بشود و در عين حال درآمدى كه زن تحصيل مىكند و نتيجهء كار او ، به شخص خودش تعلق دارد نه به ديگرى ( پدر يا شوهر ) .