تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
ميان دانشمندان غربى وجود دارد آشنا بشوند و از قضاوتهاى عجولانه خوددارى كنند . ويل دورانت در فصل هفتم از قسمت چهارم كتاب خود تحت عنوان « عشق » مىگويد : « نخستين نغمهء صريح عشق با فرا رسيدن بلوغ آغاز مىگردد . كلمهء « پوبرتى » كه در زبان انگليسى معنى بلوغ مىدهد ، با توجه به اصل لاتينى آن به معنى « سن موى » است يعنى سنى كه در آن موى بر بدن پسران مىرويد و مخصوصاً موى سينه كه پسران اينهمه به آن مىنازند و موى صورت كه با صبر سى سى فوس آن را مىتراشند . كيفيت و كميت مو ( در صورت تساوى امور ديگر ) ظاهراً با قدرت توالد و تناسل بستگى دارد و بهترين وضع آن هنگام اوج گرفتن نشاط زندگى است . اين نموّ ناگهانى موى توأم با خشونت صدا جزء صفات ثانوى جنسى است كه به هنگام بلوغ عارض پسر مىشود . اما طبيعت در اين سن به دختران نرمش اطراف و حركات مىبخشد كه ديدگان را خيره مىسازد و كفل آنان را پهن‌تر مىكند تا امر مادرى آسانتر شود و سينه‌شان را براى شيردادن به كودك پر و برجسته مىسازد . علت ظهور اين صفات ثانوى چيست ؟ كسى نمىداند ولى نظريهء پروفسور ستارلينگ در اين ميان طرفدارانى پيدا كرده است . به موجب اين نظريه سلولهاى تناسلى به هنگام بلوغ نه تنها تخم و نطفه توليد مىكنند بلكه همچنين نوعى هورمون نيز مىسازند كه داخل خون مىشود و مايهء تغييرات جسمى و روحى مىگردد . در اين سن نه تنها جسم از نيروهاى تازه بهره‌مند مىگردد ، روح و خوى نيز به هزاران نوع متأثر مىگردد . رومن رولاند مىگويد : « در طى سالهاى زندگى زمانى فرا مىرسد كه تغييرات جسمانى آهسته‌اى در وجود يك مرد صورت مىگيرد و در وجود زن آنچه گفتيم مهمترين همهء اين تغييرات است . . . دليرى و توانايى ، دلهاى نرم را به تپش مىآورد و نرمى و لطافت ، ميل و هوس زورمندان را بر مىانگيزد . . . » . دموسه مىگويد : « تمام مردان ، دروغزن و مكار و گزافه‌گو و دو رو و ستيزه جو هستند و همهء زنان خودپسند و ظاهرساز و خيانتكار ، ولى در جهان فقط يك چيز مقدس و عالى وجود دارد و آن آميزش اين دو موجود ناقص است . . . »