است مىگويد :
« بيضهها و تخمدانها اعمال پردامنهاى دارند : نخست اينكه سلولهاى نر يا ماده مىسازند كه پيوستگى اين دو موجود تازه انسانى را پديد مىآورد . در عين حال موادى ترشح مىكنند و در خون مىريزند كه در نسوج و اندامها و شعور ما خصايص جنس مرد يا زن را آشكار مىسازد . همچنين به تمام اعمال بدنى ما شدت مىدهند . ترشح بيضهها موجد تهور و جوش و خروش و خشونت مىگردد و اين همان خصايصى است كه گاو نر جنگى را از گاوى كه در مزارع براى شخم به كار مىرود متمايز مىسازد . تخمدان نيز به همين طريق بر روى وجود زن اثر مىكند .
. . . اختلافى كه ميان زن و مرد موجود است تنها مربوط به شكل اندامهاى جنسى آنها و وجود زهدان و انجام زايمان نزد زن و طرز تعليم خاص آنها نيست ، بلكه نتيجهء علتى عميقتر است كه از تأثير مواد شيميايى مترشحهء غدد تناسلى در خون ناشى مىشود .
به علت عدم توجه به اين نكتهء اصلى و مهم است كه طرفداران نهضت زن فكر مىكنند كه هر دو جنس مىتوانند يك قسم تعليم و تربيت يابند و مشاغل و اختيارات و مسؤوليتهاى يكسانى به عهده گيرند . زن در حقيقت از جهات زيادى با مرد متفاوت است . يكايك سلولهاى بدنى ، همچنين دستگاههاى عضوى ، مخصوصاً سلسلهء عصبى نشانهء جنس او را بر روى خود دارد . قوانين فيزيولوژى نيز همانند قوانين جهان ستارگان ، سخت و غير قابل تغيير است ؛ ممكن نيست تمايلات انسانى در آنها راه يابد . ما مجبوريم آنها را آن طورى كه هستند بپذيريم .
زنان بايد به بسط مواهب طبيعى خود در جهت و مسير سرشت خاص خويش بدون تقليد كوركورانه از مردان بكوشند . وظيفهء ايشان در راه تكامل بشريت خيلى بزرگتر از مردهاست و نبايستى آن را سرسرى گيرند و رها كنند . » « 1 »
كارل پس از توضيحاتى در بارهء كيفيت پيدايش سلول نطفهء مرد و تخمك زن و
هامش
( 1 ) . انسان موجود ناشناخته ، چاپ سوم ، ص 100 .