باز هم سكوت كردند .
سومين بار فرمود : « السلام عليكم . » .
رسول اكرم رسمش اين بود كه هر گاه به خانهء كسى مىرفت ، از پشت در خانه يا درِ اتاق با آواز بلند سلام مىكرد ، اگر جواب مىدادند اجازهء ورود مىخواست و اگر جواب نمىدادند تا سه بار سلام خود را تكرار مىكرد ، اگر باز هم جواب نمىشنيد مراجعت مىكرد .
على عليه السلام ديد اگر جواب سلام سوم پيغمبر را ندهند پيغمبر مراجعت خواهد كرد و از فيض زيارت آن حضرت محروم خواهند ماند ، از اين رو با آواز بلند گفت :
« و عليك السلام يا رسول اللَّه ! بفرماييد . » .
پيغمبر وارد شد و بالاى سر آنها نشست . به زهرا گفت :
« تو ديروز پيش من آمدى و برگشتى ، حتما كارى داشتى ، كارت را بگو ! » .
على عرض كرد : « يا رسول اللَّه اجازه بدهيد من به شما بگويم كه زهرا براى چه كارى آمده بود . من زهرا را پيش شما فرستادم . علتش اين بود : من ديدم كارهاى داخلى خانه زياد شده و زهرا به زحمت افتاده است ، دلم به حالش سوخت . ديدم رفت و روب خانه و پاى اجاق رفتن ، جامههاى زهرا را غبارآلود و دودى كرده ، دستهايش در اثر گرداندن آسيادستى آبله كرده ، بند مشك آب روى سينهاش اثر گذاشته است ؛ گفتم بيايد به حضور شما تا مقرر فرماييد از اين پس ما خدمتكارى داشته باشيم كه كمك زهرا باشد . » .
رسول اكرم نمىخواست كه زندگى خودش يا عزيزانش از حد فقراى امت - كه امكانات خيلى كمى داشتند - بالاتر باشد ، زيرا مدينه در آن ايام در فقر و احتياج به سر مىبرد . مخصوصا عدهاى از فقراى مهاجرين با نهايت سختى زندگى مىكردند . از آن طرف با روحيهء دخترش زهرا آشنايى داشت و مىدانست زهرا چقدر شيفتهء عبادت و معنويت است و ذكر خدا چقدر به او نيرو و نشاط مىدهد ! از اين جهت فرمود :
« ميل داريد چيزى به شما ياد بدهم كه از همهء اينها بهتر باشد ؟ » .
- بفرماييد يا رسول اللَّه ! .
- هر وقت خواستيد بخوابيد ، سى و سه مرتبه ذكر سبحان اللَّه و سى و سه مرتبه ذكر الحمد لله و سى و چهار مرتبه ذكر الله اكبر را فراموش نكنيد . اثرى كه اين عمل در روح
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٩٦