پسرانت چه شدند ؟
پس از شهادت على عليه السلام و تسلط مطلق معاوية بن ابى سفيان بر خلافت اسلامى ، خواه و ناخواه برخوردهايى ميان او و ياران صميمى على عليه السلام واقع مىشد . همهء كوشش معاويه اين بود تا از آنها اعتراف بگيرد كه از دوستى و پيروى على سودى كه نبردهاند سهل است ، همه چيز خود را در اين راه نيز باختهاند . سعى داشت يك اظهار ندامت و پشيمانى از يكى از آنها با گوش خود بشنود ، اما اين آرزوى معاويه هرگز عملى نشد . پيروان على بعد از شهادت آن حضرت ، بيشتر واقف به عظمت و شخصيت او شدند . از اين رو بيش از آنكه در حال حياتش فداكارى مىكردند ، براى دوستى او و براى راه و روش او و زنده نگه داشتن مكتب او جرئت و جسارت و صراحت به خرج مىدادند . گاهى كار به جايى مىكشيد كه نتيجهء اقدام معاويه معكوس مىشد و خودش و نزديكانش تحت تأثير احساسات و عقايد پيروان مكتب على قرار مىگرفتند .
يكى از پيروان مخلص و فداكار و بابصيرت على ، عدى پسر حاتم بود . عدى در رأس قبيلهء بزرگ « طى » قرار داشت . او چندين پسر داشت . خودش و پسرانش و قبيلهاش سرباز فداكار على بودند . سه نفر از پسرانش به نام « طرفه » و « طريف » و « طارف » در صفين در ركاب على شهيد شدند .