تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
روحيهء مكيان را داشتند كه در مجاورت كعبه مىزيستند و از صدقهء سر بتها در زندگى مرفهى به سر مىبردند . ولى رسول اكرم كسى نبود كه به خود يأس و نوميدى راه بدهد و دربارهء مشكلات بينديشد . او براى ربودن دل يك صاحبدل و جذب يك عنصر مستعد ، حاضر بود با بزرگترين دشواريها روبرو شود . وارد طائف شد . از مردم طائف همان سخنانى را شنيد كه قبلا از اهل مكه شنيده بود . يكى گفت : « هيچ كس ديگر در دنيا نبود كه خدا تو را مبعوث كرد ؟ ! » ديگرى گفت : « من جامهء كعبه را دزديده باشم اگر تو پيغمبر خدا باشى . » سومى گفت : « اصلا من حاضر نيستم يك كلمه با تو هم سخن شوم . » و از اين قبيل سخنان . نه تنها دعوت آن حضرت را نپذيرفتند ، بلكه از ترس اينكه مبادا در گوشه و كنار افرادى پيدا شوند و به سخنان او گوش بدهند ، يك عده بچه و يك عده اراذل و اوباش را تحريك كردند تا آن حضرت را از طائف اخراج كنند . آنها هم با دشنام و سنگ پراكندن او را بدرقه كردند . رسول اكرم در ميان سختيها و دشواريها و جراحتهاى فراوان از طائف دور شد و خود را به باغى در خارج طائف رساند كه متعلق به عتبه و شيبه ، دو نفر از ثروتمندان قريش ، بود و اتفاقا خودشان هم در آنجا بودند . آن دو نفر از دور شاهد و ناظر احوال بودند و در دل خود از اين پيشامد شادى مىكردند . بچه‌ها و اراذل و اوباش طائف برگشتند . رسول اكرم در سايهء شاخه‌هاى انگور ، دور از عتبه و شيبه نشست تا دمى استراحت كند . تنها بود ، او بود و خداى خودش . روى نياز به درگاه خداى بىنياز كرد و گفت : « خدايا ! ضعف و ناتوانى خودم و بسته شدن راه چاره و استهزاء و سخريهء مردم را به تو شكايت مىكنم . اى مهربانترين مهربانان ! تويى خداى زيردستان و خوارشمرده شدگان ، تويى خداى من ، مرا به كه وا مىگذارى ؟ به بيگانه‌اى كه به من اخم كند ، يا دشمنى كه او را بر من تفوق داده‌اى ؟ خدايا اگر آنچه بر من رسيد ، نه از آن راه است كه من مستحق بوده‌ام و تو بر من خشم گرفته‌اى ، باكى ندارم ، ولى ميدان سلامت و عافيت بر من وسيعتر است . پناه مىبرم به نور ذات تو كه تاريكيها با آن روشن شده و كار دنيا و آخرت با آن راست گرديده است از اينكه خشم خويش بر من بفرستى يا عذاب خودت را بر من نازل گردانى . من بدانچه مىرسد خشنودم تا تو از من خشنود شوى . هيچ گردشى و تغييرى و هيچ نيرويى در جهان نيست مگر از تو و به وسيلهء تو . »
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 332 | مرتضى مطهرى