تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

على و عاصم

على عليه السلام بعد از خاتمهء جنگ جمل « 1 » وارد شهر بصره شد . در خلال ايامى كه در بصره بود ، روزى به عيادت يكى از يارانش به نام « علاء بن زياد حارثى » رفت . اين مرد خانهء مجلل و وسيعى داشت . على همين كه آن خانه را با آن عظمت و وسعت ديد ، به او گفت : « اين خانهء به اين وسعت به چه كار تو در دنيا مىخورد ، در صورتى كه به خانهء وسيعى در آخرت محتاجترى ؟ ! ولى اگر بخواهى مىتوانى كه همين خانهء وسيع دنيا را وسيله‌اى براى رسيدن به خانهء وسيع آخرت قرار دهى ؛ به اينكه در اين خانه از مهمان پذيرايى كنى ، صلهء رحم نمايى ، حقوق مسلمانان را در اين خانه ظاهر و آشكارا كنى ، اين خانه را وسيلهء زنده ساختن و آشكار نمودن حقوق قرار دهى و از انحصار مطامع شخصى و استفادهء فردى خارج نمايى . »
هامش
( 1 ) . جنگ جمل در نزديكى بصره بين اميرالمؤمنين على عليه السلام از يك طرف و عايشه و طلحه و زبير از طرف ديگر واقع شد . به اين مناسبت « جنگ جمل » ناميده شد كه عايشه در حالى كه سوار بر شتر بود سپاه را رهبرى مىكرد ( جمل در عربى يعنى شتر ) . اين جنگ را عايشه و طلحه و زبير بلافاصله بعد از استقرار خلافت بر على عليه السلام و ديدن سيرت عادلانهء آن حضرت كه امتيازى براى طبقات اشراف قائل نمىشد به پا كردند ، و پيروزى با سپاه على عليه السلام شد .