امامتشان فقط شش سال طول كشيد . به نصّ تواريخ ، تمام اين مدت شش سال يا در حبس بودند يا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشرة و ممنوع الملاقات بودند . از نظر معاشرت آزادى نداشتند ، اگر هم احيانا رفت و آمدهايى مىشد يا گاهى حضرت را مىخواستند ، تحت نظر بودند ، وضع عجيبى بود .
مىدانيد كه هر يك از ائمه گويى يك خصلت خاص بيشتر در او ظهور داشته است كه خواجه نصير در آن دوازده بند خودش هر يك از ائمه را با يك صفتى توصيف مىكند كه بيشتر در او ظهور داشته است . وجود مقدس امام عسكرى عليه السلام به جلالت و هيبت و رُواء « 1 » به اصطلاح ، ممتاز بودند يعنى اساساً عظمت و هيبت و جلالت در قيافهء ايشان به نحوى بود كه هركس كه ايشان را ملاقات مىكرد تحت تأثير آن سيما قرار مىگرفت قبل از اينكه سخن بگويند و او از علم ايشان چيزى بفهمد . وقتى كه سخن مىگفتند و درياى موّاجى شروع مىكرد به سخن گفتن ، ديگر تكليفش روشن است . در بسيارى از حكايات و روايات اين قضيه كاملًا مشخص و محرز است . حتى دشمنان با اينكه ايشان را سخت تحت تعقيب داشتند و گاهى به زندان مىبردند وقتى كه با حضرت روبرو مىشدند وضع عجيبى داشتند ، نمىتوانستند در مقابل ايشان خضوع نكنند ، كه در اين زمينه داستانى را محدّث قمى در كتاب الانوار البهيّه از أحمد بن عبيد الله بن خاقان ، پسر وزير المعتمد على اللَّه ، و او از پدرش نقل مىكند در حالى كه خودش هم حضور داشته است . داستان فوق العاده عجيبى است كه وقت گفتنش را عجالتاً ندارم .
علت عمدهء اين كه اين قدر امام شديد تحت نظر بود اين بود كه اين مطلب شايع بود و مىدانستند كه مهدى امت از صُلب اين وجود مقدس ظهور مىكند . همان كارى كه فرعون با بنى اسرائيل مىكرد كه چون شنيده بود كسى از بنى اسرائيل متولد مىشود كه زوال مُلك فرعون و فرعونيها به دست او خواهد بود پسرهاى بنى اسرائيل را مىكشت و فقط دخترها را زنده نگه مىداشت و زنهايى را مأمور كرده بود بروند در خانههاى بنى اسرائيل و ببينند كدام زن حامله است و هر زنى را كه حامله بود تحت نظر بگيرند ، عين اين كار را دستگاه خلافت با امام عسكرى عليه السلام انجام مىداد . چه خوب مىگويد مولوى :
هامش
( 1 ) . [ به معنى حُسن منظر ]