« . . . فانّى لا أرى الموت الّا سعادة و لا الحياة مع الظّالمين الّا برما . . . »
و من در اين شرايط زشت و ظالمانه ، مرگ را جز سعادت و نيك بختى و زندگى با ظالمان را جز ذلت و نابودى نمىنگرم .
3 - و در برابر سپاه ستم و خودكامگى در بيانى روشنگر و تكاندهنده فرمود :
« . . . فاصبحتم البا لأعدائكم على اوليائكم به غير عدل افشوه فيكم . . . . »
« 1 »
شما هم اينك به سود دشمنان خود كمر به پيكار با دوستان خويش بستهايد ، آن هم بىآنكه آنان در اين مدت طولانى ، عدل و دادى را در جامعه شما تحقق بخشيده ، يا به آرزوى خويش در دوران حكومت استبدادى و انحصارى آنان دست يافته باشيد و يا حقوق و امنيت و رفاه و آسايش شما را تضمين كرده باشند .
4 - سفير انديشمند حسين عليه السّلام در برابر عبيد ، در ترسيم اين هدف بشر دوستانه و عدالتخواهانهء آن حضرت فرمود :
« . . . جئنا لنأمر بالعدل و ندعوا الى حكم الكتاب و السّنّة . . . . »
و ما در بحران استبداد و سرماى استخوان سوز بيداد و خشونت اموى به اين شهر و ديار آمدهايم تا بر اساس عدالت و آزادى امور جامعه را تدبير كنيم و مردم را به مقررات بشر دوستانهء خدا و سبك و سيرهء پر جاذبهء پيامبرش فراخوانيم .
5 - و بزرگ بانوى عدالت خواه و ستم ستيز و انديشانندهء تاريخ ، در بارگاه استبداد اموى در اشاره به اين هدف والاى فرهنگ عاشورا و عاشوراييان خروشيد كه :
« . . . أمن العدل يا ابن الطّلقاء ! تخديرك حرائرك و امائك ، و سوقك بنات رسول اللَّه سبايا ، قد هتكت ستورهنّ ، و أبديت وجوههنّ ، تحدو بهنّ الاعداء من بلد الى بلد . » « 2 »
هان اى زادهء رهاشدگان و پسر آنانى كه نياى گرانقدرم از سر مهر و كرامت از گناه و بيدادشان گذشت و آنان را در فتح مكّه بخشيد و از اسارت و كيفر رهايشان ساخت ! اى يزيد ! آيا اين از عدالت و دادگرى نظام پليد و آزادىكش اموى است كه تو
هامش
( 1 ) - لهوف ، ص 57 .
( 2 ) - فرازى از خطبهء شجاعانه و روشنگرانهء زينب ، خواهر انديشمند و آزادمنش امام حسين است ؛ كه در بخش نهم خواهد آمد .