ديدگاهها در مورد سر مقدّس پيشواى شهيدان
( 1 ) در مورد سر مقدّس حسين عليه السّلام و به خاكسپارى آن ، ديدگاهها يكسان نيست :
1 - به باور گروهى ، آن سر نورانى را - كه مشعل فروزان كاروان اسيران بود - به مدينه باز گرداندند و در آنجا به وسيلهء « عمرو بن سعيد » به خاك سپرده شد .
2 - امّا از « منصور بن جمهور » آوردهاند كه وقتى شام را فتح كرد و پس از ورود به شهر ، به خزانهء « يزيد » وارد شد ، در آنجا سبد سرخ رنگى يافت ! به غلام خود گفت :
اين سبد بسته بندى شده را خوب نگاهدار كه از گنجينههاى گران قيمت امويان است ؛ امّا هنگامى كه پس از مدّتى آن را گشود ، ديد سر نورانى و عطرآگين سالار شايستگان و پيشواى آزادى خواهان - كه هنوز موهايش به رنگ مشكى خضاب بود - در آن است .
به غلام دستور داد ، پارچهاى آورد و بر آن سر نورانى پوشاند و پس از كفن نمودنش ، آن را در كنار باب « فراديس » دمشق به خاك سپرد .
3 - و گروهى از مردم مصر نيز آوردهاند كه آرامگاه سر نورانى پيشواى شهيدان ، در آنجاست و نام آن مكان مقدّس را « مشهد الكريم » نهادهاند . آنان آن آرامگاه را با زر و زيور بسيار آراسته ساخته و در مراسم گوناگون و مناسبتهاى مختلف به زيارت آن مىروند و بر اين باورند كه آن سر نورانى در آنجا به خاك سپرده شده است .
4 - امّا آنچه پس از مطالعهء همهء ديدگاهها دريافت مىگردد ، اين است كه آن سر نورانى پس از همراهى با كاروان اسيران در شهرها و سرزمينهاى گوناگون ، سرانجام به كربلا بازگردانده ، و در آنجا به پيكر مطهّر آن حضرت پيوند داده شد و در شهادتگاه حسين عليه السّلام دفن گرديد .
راستى كه سرايندهء اين سوگنامه در عظمت اين مصيبت جانگداز چه زيبا سروده است : ( 2 )
رأس بن بنت محمّد و وصيّه * للناظرين على قناة يرفع . . .
سر نورانى فرزند ارجمند دخت سرفراز پيامبر در برابر ديدگان بهت زده مردم بر فراز نى مىرود ! و مسلمانان با چشم خود آن منظره هولناك را مىنگرند و با گوش ، آن داستان غم انگيز را مىشنوند ، امّا نه كسى آن شقاوت و بيداد را به گونهاى مؤثر انكار مىكند و نه گريه و زارى سر مىدهد !