خلاصهء بحث در وظيفهء توده :
الف . بحثى اسلامى و اخلاقى دربارهء اينكه هر چيزى كه گفتنش حرام است ، شنيدنش نيز حرام است . گوش و زبان نوعى اشتراك در وظيفه دارند زيرا گوش مصرف كنندهء كالاهاى زبان است ؛ اگر گوش مصرف نكند ، زبان توليد نمىكند ، و اگر اهل گوش مصرف نكنند اكاذيب و مجعولات و غيبتها و دشنامها و كفرها را ، اهل زبان نمىگويند ؛ همان طورى كه چشم و قرائت مصرف كنندهء آثار قلمها و فيلمها هستند ، اگر اينها مصرف نكنند ، آنها توليد نمىكنند .
ب . آيات قرآن در اين زمينه .
ج . بحثى اجتماعى : همانطور كه فرد گاهى رشيد است و گاهى غير رشيد ، و شرط صحت ازدواج و همچنين جواز تسليم كردن ثروتش به خودش رشد است ، جامعه نيز چنين است ؛ گاهى يك اجتماع رشيد است و گاهى سفيه .
معنى رشد ، درك ارزشها و سرمايهها و طرز استفاده و بهرهبردارى از آنهاست .
رشد در ازدواج اين است كه [ شخص ] بداند سرمايههاى لازم براى زندگى خانوادگى چيست ؟ ارزش هر كدام از آنها چيست ؟ مثلًا [ اينكه ] دختر از خانوادههاى سرشناس باشد ، چقدر براى ازدواج مفيد است . همچنين رشد فرد براى در اختيار گرفتن ثروت .
رشد اجتماع اين است كه خود اجتماع اولًا خود را به صورت يك واحد درك كند ، ارزشها و سرمايههايى را كه سرمايهء عمومى و ملى محسوب مىشود بشناسد و سپس در حفظ و نگهدارى آنها بكوشد . آن سرمايهها يا از قبيل شخصيتهاست يعنى شخصيتهاى تاريخى ، و يا از قبيل آثار علمى ، فلسفى ، هنرى ، صنعتى ، ادبى است ، و يا از قبيل تاريخهاى پرافتخار است .
جامعهاى كه تاريخى مانند تاريخ حسين بن على دارد مملوّ از افتخار و حماسه و عظمت و زيبايى و آموزندگى و الهامبخشى ، و آن را پر مىكند از افسانههاى احمقانهء روضة الشهدائى و اسرار الشهادهاى ، حقاً چنين جامعهاى سفيه است نه رشيد . ما امروز بايد همان طورى كه به حفظ آثار تاريخى و ملى مىخواهيم بكوشيم ، به حفظ تاريخ خودمان بكوشيم .