عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
« 1 » . بعد گفت : اى اهل شام ! اگر شما شروع نكرده بوديد ، ما هم شروع نمىكرديم . چون شما چنين كرديد ، ما هم اين كار را كرديم « 2 » أبا عبد اللَّه همچنين بود . در تمام روز عاشورا مقيد بود كه جنگ را آنها كه به ظاهر مسلمان و گويندهء شهادتين بودند شروع كنند . گفت : بگذاريد آنها شروع كنند ، ما هرگز شروع نمىكنيم .
2 . ايثار و وفا
مىآييم سراغ ايثار ، يكى ديگر از عناصر اخلاقى موجود در اين حادثه . چه نمايشگاه ايثارى بوده است كربلا ! شما ببينيد آيا براى ايثار تجسمى بهتر از داستان جناب أبو الفضل العبّاس مىتوان پيدا كرد ؟ يك نمونه از صدر اسلام برايتان عرض مىكنم ولى آنجا قهرمان چند نفرند نه يك نفر . شخصى مىگويد : در يكى از جنگهاى اسلامى از ميان مجروحين عبور مىكردم ، شخصى را ديدم كه افتاده و لحظات آخرش را طى مىكند ( و مجروح چون معمولًا خون زياد از بدنش مىرود ، بيشتر تشنه مىشود ) . من فوراً فهميدم كه اين شخص به آب احتياج دارد . رفتم يك ظرف آب آوردم كه به او بدهم . اشاره كرد كه آن برادرم مثل من تشنه است ، آب را به او بدهيد .
رفتم سراغ او . او هم اشاره كرد به يك نفر ديگر كه آب را به او بدهيد . رفتم سراغ او ( بعضى نوشتهاند سه نفر بودهاند و بعضى نوشتهاند ده نفر ) . تا سراغ آخرى رفتم ، ديدم تمام كرده است . برگشتم به ما قبل آخر ، ديدم او هم تمام كرده . ما قبل او هم تمام كرده .
به اولى كه رسيدم ، ديدم او هم تمام كرده است . بالأخره من موفق نشدم به يك نفر از اينها آب بدهم ، چون به سراغ هركدام كه رفتم گفت برو به سراغ ديگرى . اين را مىگويند « ايثار » كه يكى از باشكوهترين تجليات عاطفى روح انسان است .
چرا سورهء « هل أتى » نازل مىشود كه در آن مىفرمايد :
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً . إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً »
« 3 » ؟ براى ارج نهادن به ايثار . تجلى دادن اين عاطفهء انسانى و اسلامى يكى از وظايف حادثهء كربلا بوده است و گويى اين نقش به عهدهء أبو الفضل العبّاس گذاشته شده بود . أبو الفضل بعد از
هامش
( 1 ) . بقره / 194 .
( 2 ) . وقعة الصّفّين ، تأليف نصر بن مزاحم المنقرى ، ص 315 .
( 3 ) . دهر / 8 و 9 .