تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مىزند :
« كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ »
« 1 » اين انفاق مثلش مثل يك باد سَموم خطرناكى است كه وقتى به يك كشتزار آماده مىرسد آن را خراب مىكند ، يعنى آنچه را هم كه به وجود آمده است از بين مىبرد .

مسألهء فلسطين

اگر مىخواهيم به خودمان ارزش بدهيم ، اگر مىخواهيم قيمت پيدا كنيم ، اگر مىخواهيم در نزد خدا و پيغمبر خدا محترم باشيم ، در نزد ملل جهان محترم باشيم ، بايد اين اصل را زنده كنيم . اگر پيغمبر اسلام زنده مىبود ، امروز چه مىكرد ؟ دربارهء چه مسأله‌اى مىانديشيد ؟ و اللَّهِ و باللَّهِ قسم مىخورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود مىلرزد . اين يك مسألهء دودوتا چهارتاست . اگر كسى نگويد ، گناه كرده است . من اگر نگويم و اللَّهِ مرتكب گناه شده‌ام ، و هر خطيب و واعظى اگر نگويد مرتكب گناه شده است . گذشته از جنبهء اسلامى ، فلسطين چه تاريخچه‌اى دارد ؟ قضيهء فلسطين مربوط به دولتى از دولتهاى اسلامى هم نيست ؛ مربوط به يك ملت است ، ملتى كه او را به زور از خانه‌اش بيرون كرده‌اند . تاريخچهء فلسطين چيست ؟ مدعى هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما ( داود و سليمان ) براى مدت موقتى در آنجا سلطنت كرده‌اند . تاريخ را بخوانيد ؛ در تمام اين مدت دو سه هزارساله ، كى بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق داشته است ؟ كى بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد ؟ آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آنِ ملت يهود است ؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود ، بعد از اسلام هم مال آنها نبود . روزى كه مسلمين فلسطين را فتح كردند ، فلسطين در اختيار مسيحيها بود نه در اختيار يهوديها . و اتفاقاً مسيحيها كه با مسلمين صلح كردند ، يكى از مواردى كه در صلحنامه گنجاندند اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد . گفتند : ما با شما زندگى مىكنيم ولى با يهود زندگى نمىكنيم . چطور شد كه يك‌دفعه نام وطن يهودى به خود گرفت ؟ يكى از قضايايى كه كارنامهء قرن ما را تاريك مىكند ( اين قرنى كه به دروغ نام حقوق بشر ، نام آزادى ، نام انسانيت بر آن گذاشته‌اند ) همين قضيه است . يهوديهاى دنيا بعد از اينكه از ملتهاى غير مسلمان زجر و شكنجه و آزار مىبينند
هامش
( 1 ) . آل عمران / 117 .