كه چنانچه نهضت أبا عبد اللَّه نبود ، بنى عباس اگر پانصد سال خلافت كردند ، حزب اموى - كه به قول عبد الله علائينى و خيلى افراد ديگر با برنامه آمده بود تا بر سرنوشت كشورهاى اسلامى مسلط شود - شايد هزار سال حكومت مىكرد . با چه هدفى ؟ هدف برگرداندن اوضاع به ما قبل اسلام ، احياى جاهليت ولى در زير سِتار و پردهء اسلام .
شعارهاى أبا عبد اللَّه بود كه اين پردهها را پاره كرد و از ميان برد .
ما در عاشورا دو نوع شعار مىبينيم . يك نوع شعارهايى است كه فقط معرّف شخص است و بيش از اين چيز ديگرى نيست . ولى شعارهاى ديگرى است كه علاوه بر معرفى شخص ، معرّف فكر هم هست ، معرّف احساس است ، معرّف نظر و ايده است ، و اينها را ما در روز عاشورا زياد مىبينيم . هر دو نوع شعار را مىبينيم . اما شعارهاى خود أبا عبد اللَّه ، خود داستان مفصلى است كه همهء آن را نمىتوانم در اين يك جلسه براى شما عرض بكنم .
شعارهاى أبا عبد اللَّه عليه السلام
أبا عبد اللَّه در مقام افتخار ، خيلى تكيه مىكرد روى پدرش علىّ مرتضى . البته به اعتبار جدّش هم افتخار مىكرد ( آن كه جاى خود دارد ) ولى مخصوصاً به پدرش علىّ مرتضى افتخار مىكرد ، با اينكه آنها كه در آنجا بودند دشمنان على بودند ولى مدّعى بودند كه ما امت پيغمبر هستيم . امام حسين كوشش داشت كه افتخارش را به علىّ مرتضى رسماً بيان كرده باشد .
اشعارى كه أبا عبد اللَّه در روز عاشورا خواندهاند ، خيلى مختلف است ؛ با آهنگهاى مختلف سروده شده است كه بعضى از آنها از خود أبا عبد اللَّه و بقيه از ديگران است و ايشان استشهاد كردهاند ، مثل اشعار معروف فَرْوَة بن مُسَيْك كه سراپا حماسه است .
يكى از اشعارى كه أبا عبد اللَّه در روز عاشورا مىخواند و آن را شعار خودش قرار داده بود ، اين شعر بود ( مخصوصاً يك مصراع آن ) :
الْمَوْتُ اوْلى مِنْ رُكوبِ الْعارِ * وَ الْعَارُ اوْلى مِنْ دُخولِ النّارِ « 1 »
نزد من ، مرگ از ننگ ذلت و پستى بهتر و عزيزتر و محبوبتر است . اسم اين شعار را بايد گذاشت شعار آزادى ، شعار عزت ، شعار شرافت ؛ يعنى براى يك مسلمان واقعى ، مرگ
هامش
( 1 ) . مقتل الحسين مقرم ، ص 345 .