نهج البلاغه و ترك دنيا
از جمله مباحث نهج البلاغه منع و تحذير شديد از دنياپرستى است . آنچه در بخش پيش در بارهء مقصود و هدف زهد گفتيم روشن كنندهء مفهوم دنياپرستى نيز هست ، زيرا زهدى كه بدان شديداً ترغيب شده است نقطهء مقابل دنياپرستى است كه سخت نفى گرديده است . با تعريف و توضيح هريك از اين دو مفهوم ، ديگرى نيز روشن مىشود . ولى نظر به تأكيد و اصرار فراوان و فوق العادهاى كه در مواعظ اميرالمؤمنين على عليه السلام در بارهء منع و تحذير از دنياپرستى به عمل آمده است و اهميت فى نفسه اين موضوع ، ما اين را جداگانه و مستقل طرح مىكنيم و توضيحات بيشترى مىدهيم تا هرگونه ابهام رفع بشود .
نخستين مطلب اين است كه چرا اينهمه در كلمات اميرالمؤمنين به اين مطلب توجه شده است ، به طورى كه نه خود ايشان مطلب ديگرى را اين اندازه مورد توجه قرار دادهاند نه رسول اكرم و يا ساير ائمهء اطهار اين اندازه در بارهء غرور و فريب دنيا و فنا و ناپايدارى آن و بىوفايى آن و لغزانندگى آن و خطرات ناشى از تجمع مال و ثروت و وفور نعمت و سرگرمى بدانها سخن گفتهاند .