تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است ، چنان كه خود او در مقدمهء شرح نهج البلاغه اظهار مىدارد . قطع نظر از سخنان على ، به‌طور كلى روح على يك روح وسيع و همه جانبه و چند بعدى است و همواره به اين خصلت ستايش شده است . او زمامدارى است عادل ، عابدى است شب زنده‌دار ، در محراب عبادت گريان و در ميدان نبرد خندان است ، سربازى است خشن و سرپرستى است مهربان و رقيق القلب ، حكيمى است ژرف انديش ، فرماندهى است لايق . او ، هم معلم است و هم خطيب و هم قاضى و هم مفتى و هم كشاورز و هم نويسنده . او انسان كامل است و برهمهء دنياهاى روحى بشريت محيط است . صفى الدين حلّى ، متوفّى در قرن هشتم هجرى ، در باره‌اش مىگويد :
جمعت فى صفاتك الاضداد * و لهذا عزّت لك الانداد
زاهد حاكم حليم شجاع * فاتك ناسك فقير جواد
شيم ما جمعن فى بشر قط * و لا حاز مثلهنّ العباد
خُلُق يخجل النسيم من اللطف * و بأس يذوب منه الجماد
جلّ معناك ان تحيط به * الشعر و يحصى صفاتك النقاد
از همهء اينها گذشته ، نكتهء جالب ديگر اين است كه على عليه السلام با اينكه همه دربارهء معنويات سخن رانده است ، فصاحت را به اوج كمال رسانيده است . على از مىو معشوق و يا مفاخرت و امثال اينها - كه ميدانهايى باز براى سخن هستند - بحث نكرده است . بعلاوه ، او سخن را براى خود سخن و اظهار هنر سخنورى ايراد نكرده است . سخن براى او وسيله بوده نه هدف ؛ او نمىخواسته است به اين وسيله يك اثر هنرى و يك شاهكار ادبى از خود باقى بگذارد . بالاتر اينكه سخنش كليت دارد ، محدود به زمان و مكان و افراد معينى نيست ؛ مخاطب او « انسان » است و به همين جهت نه مرز مىشناسد و نه زمان . همهء اينها ميدان را از نظر شخص سخنور محدود و خود او را مقيد مىسازد . عمدهء جهت در اعجاز لفظى قرآن كريم اين است كه با اينكه يكسره موضوعات و مطالبش با موضوعات سخنان متداول عصر خود مغاير است و سرفصل ادبيات جديدى است و با جهان و دنياى ديگرى سروكار دارد ، زيبايى و فصاحتش در حد اعجاز است . نهج البلاغه در اين جهت نيز مانند ساير جهات متأثر از قرآن و در