بصيرت در دين و ديگرى بصيرت در عمل . بصيرت در دين - همچنانكه در روايت آمده است - اگر نباشد زيان اين كار از سودش بيشتر است . و اما بصيرت در عمل لازمهء دو شرطى است كه در فقه از آنها به « احتمال تأثير » و « عدم ترتّب مفسده » تعبير شده است و مآل آن به دخالت دادن منطق است در اين دو تكليف « 1 » خوارج نه بصيرت دينى داشتند و نه بصيرت عملى . مردمى نادان و فاقد بصيرت بودند بلكه اساساً منكر بصيرت در عمل بودند ، زيرا اين تكليف را امرى تعبدى مىدانستند و مدعى بودند بايد با چشم بسته انجام داد .
هامش
( 1 ) يعنى امر به معروف و نهى از منكر براى اين است كه « معروف » رواج گيرد و « منكر » محو شود . پس در جايى بايد امر به معروف كرد و نهى از منكر نمود كه احتمال ترتب اين اثر در بين باشد . اگر مىدانيم كه قطعاً بىاثر است ديگر وجوب چرا ؟ .
و ديگر اينكه اصل تشريع اين عمل براى اين است كه مصلحتى انجام گيرد . قهراً در جايى بايد صورت بگيرد كه مفسدهء بالاترى بر آن مترتب نشود . لازمهء اين دو شرط بصيرت در عمل است . آدمى كه بصيرت در عمل را فاقد است نمىتواند پيش بينى كند كه آيا اثرى بر اين كار مترتب هست يا نيست و آيا مفسدهء بالاترى را در بر دارد يا ندارد ؟ اين است كه امر به معروفهاى جاهلانه همان طورى كه در حديث است افسادش بيش از اصلاح است .
در ساير تكاليف گفته نشده كه شرطش احتمال ترتب فايده است و اگر احتمال اثر دارد بايد انجام داد و اگر احتمال اثر ندارد نبايد انجام داد و حال آنكه در هر تكليفى ، فايده و مصلحتى منظور است اما تشخيص آن مصلحتها بر عهدهء مردم گذاشته نشده است . دربارهء نماز گفته نشده اگر ديدى به حالت مفيد است بخوان و اگر ديدى مفيد نيست نخوان . در روزه هم گفته نشده اگر احتمال مىدهى فايده دارد بگير و اگر احتمال نمىدهى نگير . در روزه گفته شده اگر ديدى به حالت مضر است نگير . همچنين در حج يا زكات يا جهاد اينچنين قيد نشده است . اما در باب امر به معروف و نهى از منكر اين قيد هست كه بايد ديد چه اثر و چه عكس العملى دارد و آيا اين عمل در جهت صلاح اسلام و مسلمين است يا نه ؛ يعنى تشخيص مصلحت بر عهدهء خود عاملان اجراست .
در اين تكليف هر كسى حق دارد بلكه واجب است كه منطق و عقل و بصيرت در عمل و توجه به فايده را دخالت دهد ، و اين عمل تعبدى صرف نيست ( رجوع شود به گفتار ماه ، جلد اول ، سخنرانى امر به معروف و نهى از منكر ) .
اين شرط كه اعمال بصيرت در امر به معروف و نهى از منكر واجب است ، مورد اتفاق جميع فرق اسلامى است به استثناى خوارج . آنها روى همان جمود و خشكى و تعصب خاصى كه داشتند مىگفتند امر به معروف و نهى از منكر تعبد محض است ، شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد ، نبايد نشست در اطرافش حساب كرد . طبق همين عقيده با علم به اينكه كشته مىشوند و خونشان هدر مىرود و با علم به اينكه هيچ اثر مفيدى بر قيامشان مترتب نيست ، قيام مىكردند و يا ترور مىكردند .