به موجب لطف و رحمت الهى ، تو برايشان نرمدل شدى كه اگر تندخوى سختدل بودى از پيرامونت پراكنده مىگشتند . پس ، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار با آنان مشورت كن .
در اينجا علت گرايش مردم به پيغمبر اكرم را علاقه و مهرى دانسته كه نبى اكرم نسبت به آنان مبذول مىداشت . باز دستور مىدهد كه ببخششان و برايشان استغفار كن و با آنان مشورت نما . اينها همه از آثار محبت و دوستى است ، همچنانكه رفق و حلم و تحمل ، همه از شؤون محبت و احساناند .
او به تيغ حلم چندين خلق را * واخريد از تيغ ، چندين حلق را
تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر * بل ز صد لشكر ظفرانگيزتر « 1 »
و باز قرآن مىفرمايد :
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
« 2 » .
نيك و بد يكسان نيست . با اخلاق نكوتر دفع شر كن كه آنگاه آن كه بين تو و او دشمنى است گويا دوستى خويشاوند است .
ببخشاى پسر كآدميزاده صيد * به احسان توان كرد و وحشى به قيد
عدو را به الطاف گردن ببند * كه نتوان بريدن به تيغ اين كمند « 3 »
اميرالمؤمنين نيز در فرمان خويش به مالك اشتر آنگاه كه او را به زمامدارى مصر منصوب مىكند ، دربارهء رفتار با مردم چنين توصيه مىكند :
وَ اشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الَمحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ . . . فَاعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلَ الَّذى تُحِبُّ انْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ « 4 » .
هامش
( 1 ) مثنوى معنوى .
( 2 ) فصّلت / 34 .
( 3 ) سعدى ، بوستان .
( 4 ) نهج البلاغه ، نامهء 53