و همين علاقه و محبت است كه ابراهيم براى ذرّيّهاش خواست « 1 » و پيغمبر خاتم نيز به دستور خداوند براى خويشانش طلب كرد « 2 » و آنچنان كه از روايات برمىآيد ، روح و جوهر دين غير از محبت چيزى نيست .
بُرَيْد عِجلى مىگويد :
« در محضر امام باقر عليه السلام بودم . مسافرى از خراسان كه آن راه دور را پياده طى كرده بود به حضور امام شرفياب شد . پاهايش را كه از كفش درآورد شكافته شده و ترك برداشته بود . گفت : به خدا سوگند من را نياورد از آنجا كه آمدم مگر دوستى شما اهل البيت . امام فرمود : به خدا قسم اگر سنگى ما را دوست بدارد ، خداوند آن را با ما محشور كند و قرين گرداند « وَ هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ » آيا دين چيزى غير از دوستى است ؟ » « 3 » مردى به امام صادق عليه السلام گفت : ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان اسم مىگذاريم . آيا اين كار ، ما را سودى دارد ؟ حضرت فرمودند : آرى به خدا قسم « وَ هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ » مگر دين چيزى غير از دوستى است ؟ سپس به آيهء شريفهء : «
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
» استشهاد فرمود « 4 » اساساً علاقه و محبت است كه اطاعتآور است . عاشق را آن يارا نباشد كه از خواست معشوق سربپيچد . ما اين را خود با چشم مىبينيم كه جوانك عاشق در مقابل معشوقه و دلباختهاش از همه چيز مىگذرد و همه چيز را فداى او مىسازد .
اطاعت و پرستش حضرت حق به نسبت محبت و عشقى است كه انسان به حضرت حق دارد ، همچنانكه امام صادق عليه السلام فرمود :
تَعْصَى الْالهَ وَ انْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ * هذا لَعَمْرى فِى الْفِعالِ بَديعُ
لَوْ كانَ حُبُّكَ صادِقاً لَاطَعْتَهُ * انَّ الُمحِبَّ لِمَنْ يُحِبُّ مُطيعُ
هامش
( 1 ) ابراهيم / 37 .
( 2 ) شورى / 23 .
( 3 ) سفينة البحار ، ج 1 / ص 201 ، مادهء « حب » .
( 4 ) همان كتاب ، ص 662 ، مادهء « سما » .