4 . مردمى كه هم جاذبه دارند و هم دافعه . انسانهاى با مسلك كه در راه عقيده و مسلك خود فعاليت مىكنند ، گروههايى را به سوى خود مىكشند ، در دلهايى به عنوان محبوب و مراد جاى مىگيرند و گروههايى را هم از خود دفع مىكنند و مىرانند ؛ هم دوست سازند و هم دشمن ساز ؛ هم موافق پرور و هم مخالف پرور .
اينها نيز چندگونهاند ، زيرا گاهى جاذبه و دافعه هر دو قوى است و گاهى هر دو ضعيف و گاهى باتفاوت . افراد باشخصيت آنهايى هستند كه جاذبه و دافعهشان هر دو قوى باشد ، و اين بستگى دارد به اينكه پايگاههاى مثبت و پايگاههاى منفى در روح آنها چه اندازه نيرومند باشد . البته قوّت نيز مراتب دارد تا مىرسد به جايى كه دوستانِ مجذوب ، جان را فدا مىكنند و در راه او از خود مىگذرند و دشمنان هم آنقدر سرسخت مىشوند كه جان خود را در اين راه از كف مىدهند ، و تا آنجا قوّت مىگيرند كه حتى بعد از مرگ قرنها جذب و دفعشان در روحها كارگر واقع مىشود و سطح وسيعى را اشغال مىكند . و اين جذب و دفعهاى سه بعدى از مختصات اولياست ، همچنانكه دعوتهاى سه بعدى مخصوص سلسلهء پيامبران است « 1 » از طرفى بايد ديد چه عناصرى را جذب و چه عناصرى را دفع مىكنند . مثلًا گاهى عنصر دانا را جذب و عنصر نادان را دفع [ مىكنند ] و گاهى برعكس است .
گاهى عناصر شريف و نجيب را جذب و عناصر پليد و خبيث را دفع [ مىكنند ] و گاهى بر عكس است . لهذا دوستان و دشمنان ، مجذوبين و مطرودين هر كسى دليل قاطعى بر ماهيت اوست .
صرف جاذبه و دافعه داشتن و حتى قوى بودن جاذبه و دافعه براى اينكه شخصيت شخص قابل ستايش باشد كافى نيست ، بلكه دليل اصل شخصيت است ، و شخصيت هيچ كس دليل خوبى او نيست . تمام رهبران و ليدرهاى جهان ( حتى جنايتكاران حرفهاى از قبيل چنگيز و حجّاج و معاويه ) افرادى بودهاند كه هم جاذبه داشتهاند و هم دافعه . تا در روح كسى نقاط مثبت نباشد هيچ گاه نمىتواند هزاران نفر سپاهى را مطيع خويش سازد و مقهور ارادهء خود گرداند . تا كسى قدرت رهبرى نداشته باشد نمىتواند مردمى را اينچنين به دور خويش گرد آورد .
نادرشاه يكى از اين افراد است . چقدر سرها بريده و چقدر چشمها را از
هامش
( 1 ) مقدمهء جلد اول محمد صلى الله عليه و آله خاتم پيامبران ، ص 11 و 12 .