تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مىافتند ، موضوع مشاجره‌ها و مجادله‌ها قرار مىگيرند ، سوژهء شعر و نقاشى و هنرهاى ديگر واقع مىشوند ، قهرمان داستانها و نوشته‌ها مىگردند . اينها همه ، چيزهايى است كه در مورد على عليه السلام به حد اعلى وجود دارد و او در اين جهت بىرقيب و يا بسيار كم رقيب است . گويند محمد بن شهرآشوب مازندرانى - كه از اكابر علماى اماميه در قرن هفتم است - هنگامى كه كتاب معروف مناقب را تأليف مىكرد ، هزار كتاب به نام « مناقب » كه همه دربارهء على عليه السلام نوشته شده بود در كتابخانهء خويش داشت . اين يك نمونه مىرساند كه شخصيت والاى مولى در طول تاريخ چقدر خاطرها را مشغول مىداشته است . امتياز اساسى على عليه السلام و ساير مردانى كه از پرتو حق روشن بوده‌اند اين است كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن انديشه‌ها ، به دلها و روحها نور و حرارت و عشق و نشاط و ايمان و استحكام مىبخشند . فيلسوفانى مانند سقراط و افلاطون و ارسطو و بوعلى و دكارت نيز قهرمان تسخير انديشه‌ها و سرگرم كردن خاطرها هستند . رهبران انقلابهاى اجتماعى مخصوصاً در دو قرن اخير ، علاوه بر اين ، نوعى تعصب در پيروان خود به وجود آوردند . مشايخ عرفان پيروان خويش را احياناً آنچنان وارد مرحلهء « تسليم » مىكنند كه اگر پير مغان اشارت كند سجاده به مىرنگين مىنمايند . اما در هيچ كدام از آنها گرمى و حرارت توأم با نرمى و لطافت و صفا و رقّتى كه در پيروان على ، تاريخ نشان مىدهد نمىبينيم . اگر صوفيه از دراويش لشكرى جرّار و مجاهدانى كارآمد ساختند ، با نام على كردند نه با نام خودشان . حسن و زيبايى معنوى كه محبت و خلوص ايجاد مىكند از يك مقوله است ، و سيادت و منفعت و مصلحت زندگى كه كالاى رهبران اجتماعى ، و يا عقل و فلسفه كه كالاى فيلسوف است ، و يا اثبات سلطه و اقتدار كه كالاى عارف است ، از مقوله‌هاى ديگر .