تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
اى پيامبر ! ما تو را فرستاديم مبشّر و نويددهنده ، و منذر و اعلام خطركننده [ و دعوت كنندهء به سوى خدا به اذن او ، و چراغى نورانى . ] . توضيح مختصرى در اطراف تبشير و انذار بدهم و بعد در اطراف بعضى از توصيه‌هاى پيغمبر اكرم عرايضى عرض كنم .

تبشير و انذار

« تبشير » مژده دادن است ، از مقولهء تشويق است . مثلًا اگر شما بخواهيد فرزند خودتان را وادار به يك كار كنيد ، از يكى از دو راه يا از هر دو راه در آنِ واحد وارد مىشويد : يكى راه تشويق و نويد كه مثلًا وقتى مىخواهيد بچه به مدرسه برود شروع مىكنيد آثار و فوايد و نتايجى را كه مدرسه رفتن دارد براى بچه ذكر كردن تا ميل و رغبت او براى اين كار تحريك بشود و طبع و روحش عاشق و متمايل به اين كار گردد و به اين سو كشيده شود ؛ و راه دوم اينكه عواقب خطرناك مدرسه نرفتن را ذكر مىكنيد كه اگر انسان مدرسه نرود و بىسواد بماند ، بعد چنين و چنان مىشود ؛ و بچه براى اينكه از آن حالت فرار كند ، به درس خواندن رو مىآورد . يكى از دو كار شما يعنى تشويق و تبشير شما كشاندن بچه است از جلو ، دعوت و تشويق و تحريك رغبت اوست از جلو ، و كار ديگر شما يعنى انذار و ترساندن ( البته به همان معنايى كه عرض كردم : اعلام خطر كردن ) راندن اوست از پشت سر . اين است كه مىگويند تبشير ، قائد است و انذار ، سائق . « قائد » يعنى جلوكش . كسى كه مهار اسب يا شترى را مىگيرد ، از جلو مىرود و حيوان از پشت سرش ، او را مىگويند قائد . و « سائق » آن كسى را مىگويند كه از پشت سر حيوان را مىراند . تبشير حكم قائد را دارد يعنى از جلو مىكشد ، و انذار حكم سائق را ، يعنى از پشت سر مىراند ، و هر دوى اينها يك عمل انجام مىدهند . حال اگر ايندو با يكديگر باشد ، هم قائد وجود داشته باشد و هم سائق ، يكى از جلو حيوان را بكشد و ديگرى از پشت سر حيوان را براند ، هر دو عامل در آنِ واحد حكمفرما بوده است . و اين هر دو براى بشر ضرورى است ، يعنى تبشير و انذار هيچ كدام به تنهايى كافى نيست . تبشير شرط لازم هست ولى شرط كافى نيست . انذار هم شرط لازم هست ولى شرط كافى نيست . اينكه به قرآن كريم « سبع المثانى » گفته مىشود شايد يك جهتش اين است كه هميشه در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154 | مرتضى مطهرى