تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
در مورد « تكلّف » مفسرين سخنانى دارند كه شايد همهء آنها به يك مطلب برگردد . تكلّف يعنى به خود بستن ، خود را به مشقّت انداختن . چطور ؟ يك وقت خداى ناخواسته انسان چيزى را اعتقاد ندارد ، چيزى را كه اعتقاد ندارد مىخواهد اعتقادش را در دل مردم وارد كند . دردى از اين بالاتر نيست كه انسان خودش به چيزى اعتقاد نداشته باشد ، بعد بخواهد آن اعتقاد را در دل مردم وارد كند . گفت :
ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش
كهنه ابرى كه بود ز آب تهى * كى تواند كه كند آبدهى
كهنه ابرى كه آب ندارد ، مىخواهد سرزمينها را سيراب كند ! چون يك انسان اين كار را مىخواهد بكند خيلى برايش سخت است . معنى ديگر « تكلّف » - كه ابن مسعود اينچنين گفته است و بسيارى از مفسرين ديگر هم اينچنين گفته‌اند - « قول به غير علم » است ؛ يعنى غير از پيغمبر و امام ، هر كس ديگر را شما در دنيا پيدا كنيد و بخواهيد همهء مسائل را از او سؤال كنيد قهراً نمىداند . گفت : « همه چيز را همگان دانند » . چه كسى مىتواند ادعا كند كه هرچه مىتوانيد از مسائل دينى ( دايره‌اش را محدود مىكنم ) از من بپرسيد تا جواب همه را به شما بدهم ؟ بله ، پيغمبر مىتواند ادعا كند ، على مىتواند بگويد : « سَلونى قَبْلَ انْ تَفْقِدونى » « 1 » . غير على هر كه مىخواهد باشد ، توقع از او بيجاست . پس من بايد حد خودم را بشناسم . من فلان مسائل از مسائل دينى را ممكن است بدانم . خوب ، آنچه را كه مىدانم همان را به مردم ابلاغ كنم . چيزى را كه نمىدانم ، از من مىپرسند ، باز مىخواهم به زور آن را بگويم . خوب ، چيزى را كه نمىدانى چگونه مىتوانى به ديگران بفهمانى ؟ ! ابن مسعود گفت : « قُلْ ما تَعْلَمُ ، وَ لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ » آنچه را كه مىدانى بگو و آنچه را كه نمىدانى نگو . آنچه را كه نمىدانى ، اگر از تو بپرسند ، با كمال صراحتْ مردانه بگو نمىدانم . بعد اين آيه را خواند :
« ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ . »
. ابن الجوزى يكى از وعاظ معروف است . رفته بود بالاى منبرى كه سه پله
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، ج 1 / ص 586 [ بپرسيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد . ]