كرده و لفظ «
بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
» معنى چهارم را بيان كرده است .
بعد :
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
اينها متدين به دين حق نيستند . مىگويد اين ، تفسير همهء اين چهارتاست . پس در اينجا در واقع دين حق يعنى اين چهارتا را داشتن . بنابراين اينجا كلمهء « دين » به يك معنى جامع به كار برده شده .
بررسى
به نظر من اين [ توجيه ] كمى زوركى است . واقعاً آيا مىشود چنين حرفى را زد كه از آيه چنين چيزى [ استفاده مىشود ؟ ] مثلًا اگر به جاى
« وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ »
، « فَلا يَدينونَ دينَ الْحَقِّ » مىبود ، كه بعد از اينكه اين چهار تا را گفتيم فَلا يَدينونَ دينَ الْحَقِّ ، [ قابل توجيه بود ] ولى اين گونه نيست . بعلاوه كلمهء اللَّه را دينِ به معناى فرمانروايى بخواهيم بگيريم ، اين خيلى زور است .
قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
. به اللَّه ايمان ندارند ، به الْيَوْمِ الْاخِر ايمان ندارند .
وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
. ظاهرش اين است كه نه مقصود اين است كه تحريم واقعى از روى عقيده نمىكنند بلكه يعنى اينها از نظر اجتماعى هم تسليم نيستند . كما اينكه قانون اهل كتاب است .
چون به صورت يك اقليت زندگى مىكنند محرّمات قانونى را محترم مىشمرند نه اينكه آنها را درهم بشكنند و نقض كنند . عملًا اينها را نقض مىكنند .
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
و متدين به دين حق نيستند . جملهء
« وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ »
غير از همين نيست كه اينها متدين به دين اسلام نيستند . چه دليلى دارد كه غير از اين چيز ديگرى باشد ؟
- مگر دين حق جز همان ايمان به خدا و ايمان به روز قيامت و حلال و حرام است ؟
استاد : همان باشد ، تازه تفسيرى از آن مىشود . چون وقتى كه ما مىگوييم دين قبول [ و پذيرش ] است يا دين مقررات است ، شامل اعتقادات هم هست .
- اعتقادات ايمان است .
استاد : آن همان معناى سوم است . در معنى سوم ، ايمان به خدا هست ، ايمان به روز قيامت هست و
يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
هم هست يعنى التزام به شريعت هم در آن هست . اين همان معنى سوم است ، نه اينكه يك معنى ديگر بشود كه شامل معنى سوم هم هست .
« وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ »
يعنى اينها ملتزم و متعهد به مجموع اين دستورها نيستند . اين همان معنى سوم است .
لا يَدِينُونَ
يعنى