مىشود كه اندكى مشكل مىشود ، چون مكتب به او عرضه شده است .
- در آيهء
« لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ »
دين يعنى چه ؟
استاد : آن راه پرستشى كه آنها داشتند ، آن عبادتى كه مىكردند و مراسمى كه داشتند . . .
- چون يك نظريهاى هست در مسئلهء دين كه مخصوصاً جديداً ابراز مىشود و آن اينكه دين يعنى نظام ، دين را اصلًا از نظر ريشهء لغت به كلمهء نظام معنى كردهاند ؛ نظامى كه همهء شئون زندگى انسانى را دربر بگيرد آن دين است .
استاد : آن دين حقيقى است .
- به هرحال آنهايى هم كه شرك داشتند به يك نظامى معتقد بودند .
استاد : ولى به نظامى كه غير از آن نظامى بود كه نظام واقعى بود .
- مىخواهم اين را خدمتتان عرض كنم كه اگر ما آن دين شرك را بگوييم نظام شرك ، آنوقت همهء حرف انبيا اين مىشود كه آن نظام شرك را از بين ببرند و نظام توحيد و اسلامى را جايگزين آن نظام كنند .
استاد : نه ، اينطور نيست . ما نداريم كه لفظ دين دلالت بر مفهوم نظام بكند . لفظ دين اساساً چيست ؟
- مثلًا در همين كلمهء
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ . . .
استاد : معناى دين يكى - على الظاهر - خضوع است ( جملهء « سُبْحانَ مَنْ دانَتْ لَهُ السَّمواتُ وَ الْارْضُ بِالْعُبودِيَّةِ » يعنى منزّه است آن كه تمام آسمانها و زمين در برابر او خاضعند ) و ديگر جزا . مثلًا ما به اسلام از آن جهت مىتوانيم بگوييم دين كه ماهيت اسلام تسليم و خضوع در مقابل حق ( خدا ) است ؛ و هم مىتوانيم بگوييم دين ، از باب اينكه اعتقاد به معاد و اعتقاد به جزا در آن هست كه