ايمان بياورد يا انكار كند باز ما به او كافر مىگوييم ، چون هر نامسلمانى را كافر مىگوييم . ولى در اصطلاح قرآن اينطور نيست . آن كسى كه هنوز اسلام بر او عرضه نشده است همين طورى كه مؤمن نيست كافر هم نيست ، و لهذا ما نمىتوانيم بگوييم كه با او چگونه رفتار مىشود . قرآن مىگويد اينها را
مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ
« 1 » بدانيد ؛ بگوييد خدا يك جورى با اينها رفتار خواهد كرد . البته نويد رحمت به آنها داده است . ولى اصطلاح امروز متشرعه اين است كه هر كسى كه مسلمان نيست كافر است . آنوقت درمسئلهء طهارت و نجاست هم عيناً همين مسئله قابل طرح است كه آيا مسلمان پاك است و غيرمسلمان نجس است ؟ اين يك شكل پيدا مىكند . بنابراين غيرمسلمانهايى هم كه اسلام بر آنها عرضه نشده تا مؤمن يا كافر باشند نجساند . يك وقت مىگوييم كه نه ، كافر به اين مفهوم قرآنى نجس است ، يعنى كسانى كه در مقابل دعوت پيغمبر عناد ورزيدند ، ايستادگى و مخالفت كردند . بنابراين آن مردمى كه اساساً [ اسلام ] بر اينها عرضه نشده تا موافقت كنند يا مخالفت ، نجس نيستند . البته آنجا مسئلهء مشرك هم هست كه چون قرآن دارد :
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ
« 2 » ( اگر آن نجس را به همين معنى نجس اصطلاحى بدانيم ) لزومى ندارد شخص كافر باشد ، همين قدر كه مشرك باشد نجس است .
- « مستضعف » در اصطلاح فقه همين است ؟ مىگويند مستضعفين حكم خاصى دارند ، آن كه واقعاً نمىداند و عناد ندارد .
استاد : قرآن مستضعف را به دو گروه تقسيم كرده ، دو نوع مستضعف داريم . در آن آيه خوانديم . يكى مستضعفينى كه يَسْتَطيعونَ حيلَةً وَ يَهْتَدونَ سَبيلًا ، مستضعفينى كه مىتوانند استضعاف خودشان را چاره كنند ولو به اين شكل كه مهاجرت كنند . اينها از نظر قرآن معذور نيستند . دوم مستضعفينى كه
لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا .
فقها هر وقت مىگويند مستضعفين ، اين گروه دوم را مىگويند .
بنابراين مستضعفينى كه در فقه فعلًا اصطلاح شده يك نوع از مستضعفين قرآن است :
الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
« 3 » . اينها هستند كه از نظر قرآن
مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ
مىباشند و نمىشود گفت كه [ كافرند . ]
- بى خداها مثلًا ماركسيستها را چه بايد بگوييم ؟
هامش
( 1 ) توبه / 106 .
( 2 ) توبه / 28 .
( 3 ) نساء / 98 .